«گذشته» اصغر فرهادی؛ بودن یا نبودن؟



جهان چالش برانگیز دیگری از اصغر فرهادی درباره مفهوم حقیقت و شکل های مختلف آن که در ادامه چهارشنبه سوری و بعدتر درباره الی و جدایی نادر از سیمین؛ و البته سرآغاز راهی که از فیلم درخشان اما کمتر ستایش شده رقص در غبار آغاز شد که این بار شخصیت هایش را به سوی دیگری از جهان،‌ پاریس هدایت می کند، اما دغدغه ها و مشکلات آنها با مسائل شخصیت های فیلم های قبلی اش تفاوتی ندارد.          

در واقع همان طور که فرهادی در جلسه مطبوعاتی فیلم اشاره کرد جغرافیا تاثیری در کار او ندارد و سبک و سیاق و آدم های او همان شخصیت های درگیر کننده فیلم های پیشین هستند که این بار تنها مکان وقوع قصه تغییر یافته، اما فیلمساز موفق می شود نگاه منحصر به فرد خود را درباره سیاهی و تلخی حاکم بر روابط انسانی بار دیگر رو در روی ما قرار دهد.

فرهادی به درستی مایه اصلی فیلم هایش را بر مبنای رابطه زوج قرار می دهد(چه چیز مهمتری از آن در زندگی بشری می توان سراغ کرد؟) این بار با موقعیت درگیر کننده دیگری روبرو هستیم که مردی ایرانی پس از سال ها به پاریس بازمی گردد و همه چیز از پیش تعیین شده تا او همسرش را طلاق دهد، در حالی که زن رابطه پیچیده ای را با مرد دیگری تجربه می کند و دخترش درگیر این رابطه شده است.

همه چیز از یک عنوان آغاز می شود: «گذشته». گذشته ای که به قول فیلمساز و همین طور ژان کلود کاریر، فیلمنامه نویس معروف وجود خارجی ندارد و گذشته تنها خاطراتی است که ما از آن نگاه می داریم و در ذهن مان آنها را تلخ تر یا خوشایندتر می کنیم.

عنوان بندی فیلم با همین تردید آغاز می شود: نوشته «گذشته» با حرکت برف پاک کن محو می شود و همه چیز را در سایه یک تردید و زیر یک علامت سوال بزرگ قرار می دهد؛ تردید و سوالی که تا به انتها ادامه دارد و در پایان هم با پایانی کاملاً باز همین طور با تماشاگر ادامه می یابد و باورهای او را به چالش می کشد.

در واقع فیلم به مانند جدایی نادر از سیمین مفهوم حقیت و برداشت های مختلف از آن را به چالش می کشد و ما را در وضعیتی سهیم می کند که در آن همه در آن واحد، بی تقصیر و در عین حال مقصرند.

شخصیت های فرهادی همگی دوست داشتنی اند و به راحتی جهان خود را با ما قسمت می کنند. حتی سمیر مردی که معشوقه برای خودش گرفته؛ در ظاهر منفی ترین شخصیت دلایل خودش را دارد و بسیار انسانی ترسیم می شود. از سویی لوسی(دختر) و مارین(مادرش) هم دلایل خود را دارند: لوسی در دنیای نوجوانانه خود حاضر به پذیرش سومین پدر برای خودش نیست( فرقی نمی کند که او چه شخصیتی دارد) و از سویی مارین عشق نهفته و سرکوب شده ای را با خود همراه دارد که شاید در جست و جوی آن و تلاش برای جست و جوی زمان از دست رفته سعی دارد رابطه ناموفق خود را در یک رابطه پیچیده دیگر جست و جو کند.

این میان احمد( علی مصفا) در ابتدا پاک ترین شخصیت فیلم به نظر می رسد، اما رفته رفته در می یابیم که او هم کامل نیست و این شخصیت قهرمان گونه او که از ناکجایی می آید و در همان ناکجا گم می شود شخصیت کاملی نیست: او همواره دراندیشه خودکشی است و در واقع نه از پاریس، بلکه از خود گریخته است. لحظه اعتراف او توسط همسرش قطع می شود و ما بسیاری از چیزها را درباره گذشته او نمی فهمیم؛ همان گونه که در زندگی واقعی بسیاری از نکات درباره وقایع زندگی مان کاملاً روشن نمی شود.

این میان سبک فرهادی در روایت این تعلیق و آشکار کردن لحظه به لحظه بخش هایی از قصه بخوانید «واقعیت» تغییری نمی کند و به مانند فیلم های پیشین با دوربین سیال و پرتحرکی روبرو هستیم که تنش موجود در صحنه را با ما قسمت می کند.

کادرها کماکان علاقه فرهادی را به قسمت کردن تصویر و عوض کردن کادر ثابت معمول و ساختن شکل مربع در تصویر با گذاشتن یک دیوار یا آینه یا وسایل دیگری از این دست در گوشه صحنه نشان می دهد، که از سویی بیانگر فشار فضا و محیط بر شخصیت هایش هم هست.

در واقع فرهادی شخصیت هایش را در چنبر فضایی یا بخوانید جبری قرار می دهد که گریز و گزیری از آن نیست. آدم هایی که بر اثر فشار محیط و نفس «زیستن»، سبکی تحمل ناپذیر هستی را تجربه می کنند و به رغم تلاش بی وقفه شان برای فراتر رفتن از وضع موجود، درون آن به شدت گرفتارند و تلخی زندگی را تجربه می کنند.

می ماند افسوسی که فیلم را از رسیدن به یک شاهکار ماندگار باز می دارد: فرهادی در یک وسوسه سیری ناپذیر همه چیز را کنترل می کند و سعی دارد همه صحنه ها به شدت استیلیزه باشند؛ در حالی که ذات هنر با نوعی افسون و ناخودآگاه عجین است که فرهادی متاسفانه راه را بر آن می بندد. این رمز و راز و افسون را در داستان فیلم می توان یافت، اما در فرم، فرهادی همه رازش را از آن می گیرد و جهانی به شدت خودآگاه خلق می کند، در حالی که غریزه و ناخودآگاه، می تواند یک فیلم خوب را به یک شاهکار بدل کند.

تگ ها:
مطالب مرتبط
عکس های از هنرمندان در مراسم اکران مردمی آینه بغل
عکس های از هنرمندان در مراسم اکران مردمی آینه بغل
دلیل اصلی ازدواج نکردن افسانه پاکرو |   افسانه پاکرو چرا ازدواج نکرده است
دلیل اصلی ازدواج نکردن افسانه پاکرو | افسانه پاکرو چرا ازدواج نکرده است
جریان هک شدن صفحه اینستاگرام حمید لولایی |  مشکل در صفحه اینستاگرام حمید لولایی
جریان هک شدن صفحه اینستاگرام حمید لولایی | مشکل در صفحه اینستاگرام حمید لولایی
نظرات