جملات بسیار زیبا و دلنشین / داستان های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 12

شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش دکتر واتسون به خارج از شهر رفته و شب چادری زدند و زير آن خوابيدند.
نيمه های شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟
واتسون گفت:
ميليونها ستاره مي بينم.
هلمز گفت:
چه نتيجه ميگيری؟
واتسون گفت:
از لحاظ معنوی نتيجه مي گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.
از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم كه زهره در برج مشتری است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
از لحاظ فيزيكي، نتيجه ميگيرم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.
شرلوك هولمز نگاهی به او کرد و گفت:
واتسون تو احمقي بيش نيستي.
نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيری اينست كه چادر ما را دزديده اند....

گاهي واقعا انسان از اتفاقاتي که در نزديکش ميافتد غافل و در عوض دور دستها را ميبيند. برداشتهای جورواجور ميکند و تصميمات اشتباهي گرفته و فرصتهای خوبي را از دست ميدهد...

۳۵ موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد   

یک ضرب المثل قدیمی هست که می‌‌گوید جوانی را جوان‌ها به هدر می‌‌دهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه می‌‌خورند بتوانید بهتر جوانی کنید:

۱-چرا وقتی می‌توانستم سفر کنم، نکردم!
۲- چرا زبان دومی نیاموختم!
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطه‌ای تمام شده تلف کردم!
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالم‌تر و بدون چروکی داشته باشم!
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقه‌ام به کنسرت نرفتم!
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!
۸- چرا خود را گرفتار سنت‌ها کردم!
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!
۱۳- چرا به راهنمایی‌های والدینم گوش ندادم!
۱۴-چرا خودخواه بودم!
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمی‌خوردم!
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندان‌هایم نبودم!
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!
۲۳- چرا زیاد کار کردم!
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!
۲۷- چرا گرفتار کلیشه‌های فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!
۲۸- چرا دوستی‌هایم را ادامه ندادم!
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!
۳۰- چرا انسان ریسک‌پذیری نبودم!
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوست‌شان داشتم وقت نگذراندم!
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم!

 

جملات بسیار زیبا و دلنشین / داستان های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 12

‏باغ وحش انسانی "فرانسه ١٩١٠"
‏هفتصد سال قبلش فرهنگ ایران یکی رو داشت که میگفت : بنی آدم اعضای یک پیکرند

حكايت موش و صاحب خانه


موشي در خانه ي صاحب مزرعه تله موش ديد ؛ به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛
همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطي ندارد ؛
ماري در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزيد ؛
از مرغ برايش سوپ درست کردند؛
گوسفند را براي عيادت کنندگان سر بريدند؛
گاو را براي مراسم ترحيم کشتند؛
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد؛
و به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر مي کرد ... !!!

 

جملات بسیار زیبا و دلنشین / داستان های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 12

این بچه ها ، نوه نوه ی نوه ی چارلز دیکنز نویسنده ی بزرگ انگلیسی هستند که دارن با مجسمه ی جدشون سلفی میگیرن

جملات بسیار زیبا و دلنشین / داستان های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 12

مصریان باستان در ریاضی مهارت بی نظیری داشتند. در معبد ابو سمبل 2 بار در سال نور خورشید به صورت رامسس دوم، آمون و راع می تابدو نکته جالب نتابیدن نور به تنديس اخر يعنى خدای مردگان است!

جملات بسیار زیبا و دلنشین / داستان های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 12

 

"فردیناند پورشه" فولکس قورباغه ای را به خواسته ی هیتلر و براى استفاده عموم مردم طراحی و تولید کرد، همچنین"فرديناند پورشه" چندین وسیله نظامی مانند نفربر و تانک برای ارتش نازی ها ساخت!

 

ولادیمیر کبیر در سال987،برای تعیین دین رسمی روسیه قصد داشت اسلام را انتخاب کند اما وقتی که از ممنوعیت نوشیدن الکل و خوردن گوشت خوک در اسلام باخبر شد،دین ارتدوکس را دین رسمی کشور کرد!

 

هيچ چيز واقعا خراب نيست!
حتى ساعتى كه از كار اُفتاده است، 2 بار در روز زمان را درست نشان مى دهد.


توماس اديسون

 

تگ ها:
telegram netshahr
مطالب مرتبط
جملات  بزرگان و مشهورترین افراد دنیا پیش از مرگشان
جملات بزرگان و مشهورترین افراد دنیا پیش از مرگشان
نوشته های کوتاه و آموزنده / داستان کوتاه و زیبا / نوشته های بزرگان و فلاسفه سری 12
نوشته های کوتاه و آموزنده / داستان کوتاه و زیبا / نوشته های بزرگان و فلاسفه سری 12
جملات زیبا و دلنشین / حرف نوشته های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 11
جملات زیبا و دلنشین / حرف نوشته های جدید و عاشقانه / جملات قصار و داستان های کوتاه آموزنده سری 11
تبلیغات
loading...
نظرات

برای کامنت گذاری، فرم زیر را پر کنید یا ثبت نام کنید ( جهت ورود به سیستم می توانید از استفاده کنید )