گزیده سرمقاله روزنامه های امروز



در این بخش خبری "نت شهر" می توانید گزیده ای از سرمقاله روزنامه های امروز یکشنبه -دوم تیرماه- را بخوانید.

 

ستون سر مقاله امروز روزنامه کیهان،به مقاله ای از سعدالله زارعی با عنوان«غرب و پیروزی انتخاباتی روحانی »اختصاص یافت:
 با پیروزی «روحانی» در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر، غرب با بن‌بست در «تحلیل» و «راهبرد» مواجه شد به‌گونه‌ای که علیرغم آنکه هفت روز از اعلام نتایج این انتخابات گذشته، هنوز نتوانسته است مواجهه منسجمی از خود بروز دهد. بعضی از شخصیت‌های سیاسی اروپا و آمریکا با صراحت اذعان کرده‌اند که انتخابات 24 خرداد واقعاً آزاد بوده و رای مردم هم همین بوده است اما در عین حال می‌گویند غرب باید به تحریم‌ها علیه ایران ادامه دهد تا روحانی پذیرش رای جامعه بین‌المللی را رسماً اعلام نماید.
 
مواجهه غرب با انتخاب روحانی نشان داد که غرب به هیچ وجه تمایل ندارد که مردم ایران، سیاست مستقلانه خود را در عرصه منطقه‌ای و نیز عرصه بین‌المللی دنبال نماید. آنان می‌دانند که رای دهندگان به روحانی حتی اگر دنبال فضای بازتر و درون‌گرایانه‌تری هستند، تمایلی به کوتاه آمدن در برابر غرب را ندارند و لذا نباید از روحانی انتظار داشته باشند که آنچه را در سعد‌آباد و پاریس به تروئیکای اروپا ارائه کرد، تکرار نماید.
 
یک نشریه معتبر اروپایی سه روز پیش نوشت: «زمان به عقب‌ بازنمی‌گردد و روحانی برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نمی‌‌کند و از این رو نباید درباره روحانی به خطا رفت» در عین حال غرب اگر بخواهد روی این موضوع که پیروزی روحانی، اتفاق جدیدی در ایران نیست مانور کند، پاسخی برای این سؤال ندارد که پس چرا در دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اصولگراها، جلیلی و احمدی‌نژاد را عامل اصلی تحریم‌ها علیه ایران معرفی کرده است. روحانی هیچ تمایلی ندارد که خود را در مقابل میلیونها رای دهنده‌اش قرار دهد که صیانت از دستاوردهای هسته‌ای را از دولت طلب می‌نمایند. از این رو وقتی او در اولین مصاحبه رادیو تلویزیونی گفت:‌ «تعلیق به گذشته تعلق دارد» غرب فهمید که رای به روحانی، رأی به تعلیق نیست.
 
در عین اینکه دکتر روحانی نمی‌خواهد روند هسته‌ای را تغییر دهد در عین حال به خوبی هم می‌داند که این و موضوعاتی از این قبیل از دایره اختیارات رئیس‌جمهور فراتر است و از یک سو به ملت و از سوی دیگر به شوراهای فرادستی تعلق داشته و در نهایت به تأیید رهبری نیازمند می‌باشد و همه می‌دانند که ملت و رهبری با سستی در برنامه هسته‌ای کشور مخالف هستند.
 
غرب در مواجهه با روحانی نمی‌داند خود را تسلی بدهد و یا به خود تبریک بگوید چرا که از یک طرف طی 8 سال گذشته بر اهمیت بازگشت به تکنوکراسی و مدیران غرب باور تأکید کرده و اطرافیان حجت‌الاسلام هاشمی‌رفسنجانی و از جمله دکتر روحانی را تکنوکرات معرفی کرده است و از این رو مخاطب توقع دارد با پیروزی‌ روحانی در انتخابات، غرب از شادی در پوست خود نگنجد ولی در همان حال تصاویر عبوسانه و عبارات محتاطانه سران آمریکا، فرانسه، انگلیس و اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که غرب واقعاً عزادار است و نتایج انتخابات را برای خود یک تهدید تلقی می‌نماید! چرا؟ پاسخ این موضوع چندان دشوار نیست.
 
غرب از یک طرف ناچار است اعتراف کند که در ایران انتخابات واقعی وجود دارد و نمی‌توان در درستی آن تردید کرد. ویکلی استاندارد دو روز پیش در تحلیلی نوشت: «انتخابات ریاست جمهوری در ایران کاملاً آزاد برگزار شده و نمونه آن را در هیچ کشور دیگر منطقه خاورمیانه نمی‌توان یافت.»
 
از سوی دیگر غرب به تجربه آموخته است که رؤسای جمهور از هر سلیقه سیاسی که باشند قادر به تغییر روند، سیاست‌ها و ساختار نظام و اصول برخاسته از انقلاب اسلامی نیستند و در نهایت در چارچوب همان سیاست‌ها به ایفای نقش می‌پردازند و سود آنان برای نظام چند بار از زیان آنان بیشتر است کما اینکه متقابلاً از چنین انتخاباتی آنچه برای غرب به جای می‌ماند یک سیاهه از بدهکاری‌هایی است که نزد ملت ایران روی دستشان می‌ماند بنابراین غرب می‌داند که فقط می‌تواند در عرصه رسانه‌ای تا حدی خود را تسلی بدهد ولی در صحنه واقعی، عزادار انتخابات و نتایج آن است.
 
وقتی در ایران انتخابات برگزار شود و در داخل کشور بگو مگوهایی مبنی بر ناعادلانه بودن انتخابات به وجود آید، آمریکا و کشورهای وابسته‌ای نظیر فرانسه و انگلیس بهانه مناسبی برای چالش با جمهوری اسلامی و سیاه‌نمایی از آینده ایران پیدا می‌کنند و از آن در حوزه‌های مختلف از جمله در حوزه‌های حساس امنیتی بهره می‌برند. اگر نگاهی ولو گذرا به مواضع اعلام شده این کشورها طی 4 سال گذشته بیندازید می‌بینید که «تهدید به حمله نظامی» و سخن گفتن کنایی از اینکه «همه گزینه‌ها روی میز است» مکرر مطرح شده و حتی در چندین مورد زمان این حمله را هم به دروغ مشخص کرده بودند.
 
در یک مورد آمریکایی‌ها -در تیر 1388- به گمان آنکه شدت اختلافات، بنیه دفاعی ایران را آسیب‌زده است، یگانهایی از نیروی نظامی خود که در عراق مستقر بود را به سمت مرزهای غربی ایران به حرکت درآوردند حالا در این فضا غرب نمی‌تواند ایران را به اقدام نظامی تهدید کند و استدلال آوردن از اینکه تهدیدات زمینه جدا شدن مردم از نظام را فراهم می‌کند، خریدار ندارد.
 
در این فضا که انتخابات برگزار شده، بدون آنکه در روز رأی‌گیری نزاعی در گرفته باشد و بدون آنکه در اعلام نتایج تردید یا تاخیری روی داده باشد و بدون آنکه کاندیداها و یا هواداران آنها به نتایج اعلام شده، اعتراضی داشته باشند- و حال آنکه در همه دنیا اعتراض به نتایج‌آرایی که با ابطال چند صندوق نتیجه کاملا تغییر می‌کند، پدیده‌ای طبیعی است-غرب نمی‌تواند اهداف خود را پیگیری کند.
 
در واقع از عجائب دنیاست که یک انتخابات پر مشارکت بدون درگیری گروهی با گروه دیگر برگزار شود و نتایج هم به گونه‌ای باشد که به آسانی بتوان درباره آن بحث کرد اما هیچ بحثی صورت نگیرد و همه آن را بپذیرند. غرب با چنین نظام و مردمی نمی‌تواند مواجهه‌ای جدی داشته باشد. غرب در مواجهه با این انتخابات روی مشارکت گسترده مردم حرفی نزد و اوباما در یک اظهارنظر مرعوبانه گفت «نتایج انتخابات ایران را می‌پذیرد و در انتظار تغییر سیاست‌های ایران می‌ماند» و مقامات انگلیسی گفتند روحانی را رئیس‌جمهور آینده ایران می‌شناسند و در انتظار راه‌حل‌های او برای بهبود پرونده‌ هسته‌ای می‌مانند.»
 
غرب روحانی را در مجموع برای خود یک «مشکل» می‌داند و به موازات آن و بطور طبیعی برای ایران یک فرصت مهم به حساب می‌آورد از نظر غرب از این نظر که روحانی سیاست‌های خارجی و سیاست هسته‌ای خود را تغییر نمی‌دهد یک مشکل مهم به حساب می‌آید و از این نظر که با یک انتخابات آرام و منطبق با استاندارد روی کار‌آمده و به اصول و سیاست‌های بنیادی نظام جمهوری اسلامی کاملا اعتقاد دارد یک فرصت مهم برای جمهوری اسلامی به حساب می‌آید. از نظر غرب، ایران یک فرصت جدید 4 ساله پیدا کرده تا با دیالوگ جدید روی اصول و موازین خود حرکت کند و اهداف سیاست خارجی ایران را محقق گرداند.
 
از منظر غرب، روی کارآمدن روحانی، ائتلاف ضدایرانی غرب را دچار بحران جدید می‌کند چرا که پیش از روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید هم اکثر کشورهای عضو ائتلاف غرب ناراحتی خود را از سیاستهای یک جانبه غرب علیه ایران ابراز می‌داشتند، حالا که روحانی در ایران به قدرت رسیده است تمایل این کشورها برای جدا کردن راه خود از آمریکا و انگلیس بیشتر می‌شود و این، تاکید بیشتر ایران بر سیاست مستقلانه خود را افزایش می‌دهد که برای غرب تلخ خواهد بود.
 
پیروزی روحانی در شرایط جدید منطقه‌ای نیز یک رکن نگرانی غرب است. روحانی در ایران بعنوان عضو ارشد یک جریان میانه‌رو به حساب آمده است و این در حالی است که رژیم‌های عربی منطقه طی سالهای گذشته، دولت ایران را دولتی تندرو معرفی کرده و توانسته‌اند یک تقابل عربی ایرانی را شکل بدهند.
 
حالا روحانی بر سر کار آمده که در تبلیغات آنان نسبتی با تندروی ندارد و از این پس باید با فردی در مسایل منطقه‌ای تعامل نمایند که او در عین میانه‌رو خوانده شدن، علیه اقدامات بی‌ثبات‌کننده و تروریزم، در عراق، سوریه، لبنان، پاکستان، افغانستان و... خواهد ایستاد و از آنجا که همین رژیم‌های عربی- نظیر عربستان- عامل اصلی‌تروریزم در این کشورها به حساب می‌آیند با روحانی به چالش جدی می‌رسند.
 
بنابراین می‌توان گفت پیروزی روحانی در ایران برخلاف آنچه تصور می‌شد یک مشکل کلیدی برای غرب محسوب می‌شود کما اینکه برای ایران یک فرصت طلایی و راهبردی محسوب می‌شود. انقلاب ایران با وجود ولایت‌فقیه و نهادهای قدرتمند آن و هواداری اکثریت قاطع مردم دچار انحراف نمی‌شود و به دلیل اقتدار فراوان آن می‌تواند از فرصت‌ها به نحو مطلوب استفاده کند.
 
در ادامه مقاله ای از محسن جندقی را با عنوان «اقتصاد منتظر یک اتفاق روحانی!»منتشر شده در ستون یادداشت روز روزنامه وطن امروز از نظر می گذرانید:
 «من وعده‌هایم را فراموش نکرده‌ام و به آنها عمل خواهم کرد.» این دلنشین‌ترین جمله روحانی در نخستین کنفرانس خبری‌ پس از انتخابات ریاست‌جمهوری بود. مشکلات معیشتی و ‌اقتصادی چند سال اخیر موجب شد همه منتظر یک تغییر باشند و انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بهترین فرصت برای یک تغییر بود. انتخاب حسن روحانی به عنوان هفتمین رئیس‌جمهور در دور اول برای هواداران وی هم غیرقابل باور بود اما این اتفاق افتاد و او با همه وعده‌ها و قول و قرارها رئیس‌جمهور شد.
 
برپایی جشن و پایکوبی پس از انتخاب شدن روحانی یک پیام بسیار بزرگ دارد و آن چیزی نیست جز منتظر بودن مردم برای سامان دادن نابسامانی‌ها. اقتصاد محوری‌ترین کلمه تبلیغات کاندیداهای ریاست‌جمهوری بود و خیلی‌ها فکر می‌کردند کاندیدایی که عملکرد قابل قبول اقتصادی و عمرانی دارد رای اول را به دست می‌آورد و نظرسنجی‌ها هم این را تایید می‌کرد اما در نهایت این وعده‌های رنگارنگ و صلابت سخنان بود که انتخاب شد.
 
قطعا حسن روحانی دوست دارد منجی اقتصاد ایران شود و همه باید در این راه به او کمک کنیم، چراکه موفقیت این روحانی خوش‌سخن به معنای ثبات اقتصادی، افزایش اشتغال، رونق در تولید، افزایش ارزش پول ملی، پایان گرانی، کاهش تورم و... خواهد بود. سوال اساسی که در اینجا پیش می‌آید این است که حسن روحانی باید از کجا شروع کند و اولویت کاری وی چه خواهد بود؟
 
برای پاسخ به این سوال ابتدا برخی قول‌هایی که وی پیش از برگزاری انتخابات داده را مرور می‌کنیم: «در برنامه من علاوه بر وجود برنامه، برای مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سیاست خارجی برنامه یک ماهه و 100 روزه نیز وجود دارد. در دولت من استفاده از تمام شایستگان انجام خواهد شد. در دولت تدبیر و امید از متخصصان و صاحبنظران استفاده خواهد شد. شورای پول و اعتبار به قدرت خود بازمی‌گردد. سازمان برنامه و بودجه بازمی‌گردد. بانک مرکزی به استقلال می‌رسد. کارخانه‌های کشور بین
 
20 تا 40 درصد ظرفیتشان فعال است. باید این میزان را به 100 درصد برسانیم و این کار امکان‌پذیر است. باید یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و صنایع بدهیم تا مشکلاتشان حل شود. قیمت کالاها در طول این چند سال، 300 درصد افزایش یافته است و ما برای اینکه تورم را حل کنیم، یکی از راه‌هایش این است که باید نقدینگی را به‌سمت تولید هدایت کنیم. دولت تدبیر و امید گرانی را با فکر و برنامه نخبگان و مدیران لایق، کنترل کرده و کاهش خواهد داد».
 
1ـ شعارها و قول و قرارهای روحانی تنها با تدبیری که از آن سخن گفت حل خواهد شد. وی همان‌طور که قول داده باید افرادی شایسته را برای مدیریت‌های کلان انتخاب کند و کاری به جناح‌بندی‌های سیاسی نداشته باشد. قطعا مدیران اقتصادی رادیکال و تندرو همه سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌های آن حوزه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند و دومینوی تغییرات تا کارمند جزء آن مجموعه ادامه می‌یابد.
 
2ـ مجلس، کار روحانی را در احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آسان کرده و تا زمان آغاز به کار رسمی او این سازمان شکلی قانونی به خود خواهد گرفت. روحانی با انتخاب فردی لایق برای ریاست بر این سازمان می‌تواند یکی از معضلات مهم چند سال اخیر دولت را حل کند. دولت احمدی‌نژاد رکورددار بی‌نظمی بودجه‌ای بوده است و در سال‌های پایانی با پول تنخواه کشور را اداره کرده است. تنظیم بموقع لایحه بودجه سال 1393 می‌تواند نخستین دستور رئیس‌جمهور جدید به رئیس جدید سازمان احیا شده مدیریت و برنامه‌ریزی باشد.
 
اگر بودجه سال آینده در سال جاری به تصویب برسد دیگر دچار آشفتگی و بی‌انضباطی بودجه‌ای و مالی نخواهیم بود و کارگران و کارمندان و بازنشستگان و مستمری‌بگیران حقوق افزایش یافته خود را از همان فروردین‌ماه دریافت خواهند کرد.
 
3ـ حمایت از تولید ملی نیز باید از اولویت‌های کاری دولت جدید باشد اما قبل از آن تیم روحانی باید فکری به حال فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها بکند. اگر قرار است پرداخت یارانه‌های نقدی ادامه یابد، باید سازوکار ادامه آن هر چه زودتر مشخص شود. به عنوان مثال یکی از مشاوران اقتصادی روحانی از حذف 2 دهک از لیست دریافت یارانه نقدی خبر داده است و پیش‌بینی می‌شود این طرح یکی از جایگزین‌های مصوبه افزایش نرخ حامل‌های انرژی در بودجه 92 شود.
 
برای درک بهتر موضوع باید بدانید که دولت دهم در بودجه 92 خواهان افزایش 300 درصدی نرخ حامل‌های انرژی بود اما مجلس تنها با افزایش 40 درصدی موافقت کرد تا دولت برای پرداخت یارانه نقدی با کسری بودجه مواجه نشود. بدین ترتیب دولت روحانی باید به طور متوسط نرخ حامل‌های انرژی را 40 درصد گران کند، یعنی بنزین باید لیتری 980 تومان شود و اگر دولت بخواهد بنزین را گران نکند باید گازوئیل یا برق و آب را چند برابر گران کند. البته تیم اقتصادی روحانی برای اینکه با گرانی کار خود را آغاز نکند باید لایحه اصلاح قانون بودجه را تقدیم مجلس کند و در آن راهکارهایی مانند حذف برخی دهک‌ها از دریافت یارانه را اعلام کند.
 
4ـ روحانی برای اینکه آن حمایت موعود از تولید را عملی سازد با چند چالش مواجه خواهد شد. طبق قانون بودجه 92 بخش قابل توجهی از درآمد دولت از مالیات به دست می‌آید و روحانی برای عملی‌سازی وعده حمایت از تولید مانند تنفس چند ماهه به تولیدکنندگان برای پرداخت مالیات یا پرداخت تسهیلات به تولیدکنندگان واقعی باید زمان بسیار زیادی را صرف کند تا جایگزین‌های کسری بودجه برای اجرای این طرح‌ها را بیابد. تیم اقتصادی روحانی می‌تواند با تدوین طرح‌های اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها، در آن چگونگی حمایت از تولید و پرداخت یارانه این بخش را اعلام کند.
 
 البته تیم اقتصادی روحانی با مطالعه بودجه 92 مشاهده خواهد کرد درآمد حاصل از اجرای فاز دوم با هزینه‌هایی که روحانی قول و قرارهای آن را داده تفاوت بسیاری دارد. روحانی برای اینکه برنامه‌های 100 روزه اقتصادی خود را اجرا کند باید از همین الان به تیم اقتصادی خود دستور تدوین برنامه‌های کوتاه‌مدت اقتصادی دهد.
 
5 ـ بازار ارز و طلا پس از انتخاب شدن روحانی واکنش جالبی داشت؛ ابتدا قیمت‌ها اندکی کاهش یافت و در ادامه با هجوم مردم برای خرید دلار و سکه دوباره گرانی به سراغ این بازار آمد اما دلار و سکه در نهایت با کاهش نسبی نرخ مواجه شد. این موضوع نشان می‌دهد نرخ واقعی دلار این رقمی نیست که در بازار فروخته می‌شود و درصد بالایی از نرخ فعلی علتی روانی و هیجانی دارد. در یادداشت‌های پیشین درباره نرخ واقعی دلار مطالب مفصلی نوشته شده است.
 
تیم اقتصادی روحانی باید از این هیجان به وجود آمده که کارشناسان به آن اعتماد و امید به دولت آینده می‌گویند، نهایت استفاده را کرده و سیاست ثبات نرخ ارز را اجرا کند. هم‌اکنون ارز 3 نرخی است و ادامه این روند به معنای ادامه رانتخواری‌ها و ویژه‌خواری‌ها خواهد بود. تثبیت نرخ ارز، تثبیت قیمت‌ها را به دنبال خواهد داشت و بازار به آرامشی نسبی خواهد رسید. مشاوران اقتصادی روحانی می‌دانند در صورت به وجود آمدن چنین شرایطی است که می‌توان نقدینگی را کنترل و به سمت تولید هدایت کرد.
 
6 ـ روحانی برای رسیدن به مقاصد خود به کمک همه نیاز دارد و دست همکاری به سوی همه مردم دراز کرده است. ما نیز خود را مکلف می‌دانیم به رئیس‌جمهور منتخب کمک کنیم تا هرچه سریع‌تر از این هرج و مرج اقتصادی و آشفتگی مالی فاصله بگیریم. نباید انتظار داشته باشیم تنها با رویدادهای هیجانی، بازار به ثبات برسد اما اقتصاد منتظر معرفی و اجرای برنامه‌های علمی و عملی است تا پس از چند سال اتفاقی روحانی در این حوزه رخ دهد.
 
صبح امروز ستون یادداشت روز روزنامه خراسان به مقاله ای از مهدی یاراحمدی خراسانی با عنوان«بایسته های دولت تدبیر و امید»اختصاص یافت:
 یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بر خلاف دوره پیش انجام و پایان بسیار خوشی داشت. این دوره از انتخابات بدون قانون شکنی و با تمکین تمامی کاندیداها و طرفدارانشان در برابر قانون و احترام به رأی مردم و خلق شور و حماسه مردمی به گونه ای شیرین به پایان رسید که علاوه بر ایجاد شادی در دل دوستداران انقلاب اسلامی منجر به وارد نمودن شوک شدیدی به دشمنان داخلی و خارجی گردید.
 
برخلاف تحرکات غیرقانونی و فتنه انگیز سال ۸۸، در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری کمترین اقدامات غیرقانونی را چه در ایام تبلیغات و چه در زمان برگزاری انتخابات ملاحظه کردیم که این امر، بیانگر بلوغ سیاسی و رقابت در چارچوب نظام و قانون است. همچنین تبریک کاندیداهای رقیب به رئیس جمهور منتخب نیز مرهمی بر داغ مردم از بی اخلاقی های دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری بود.
 
نکته قابل توجه دیگر در این انتخابات نمایش مجدد بلوغ سیاسی و توسعه دموکراسی در کشور است. مردم شریف ایران اسلامی که با مشکلات شدید ناشی از تورم، بی کفایتی برخی مدیران، بی عدالتی در نظام اداری و فشارهای ناشی از تحریم های ناجوانمردانه دست و پنجه نرم می کنند به گونه ای رفتار نموده و مشق دموکراسی کردند که علاوه بر این که هیچ نشانی از این گونه محدودیت ها در رفتار آن ها دیده نشد بلکه امید به آینده و عشق به نظام اسلامی، ولایت فقیه و کشور در چشمان آن ها موج می زد.
 
بعد از کش و قوس های فراوان و تبلیغات، میتینگ ها، سخنرانی ها و مناظرات متعدد بالاخره حجت الاسلام دکتر حسن روحانی برای چهار سال کلید دار دفتر ریاست جمهوری گردید. مسئولیت سنگینی که می تواند آرامش وخواب راحت شبانه را از چشمان یک مدیر مسلمان سلب نماید. دولت آینده برای تحقق شعار پرمعنای "تدبیر و امید" می بایست مواردی را مورد توجه ویژه قرار دهد.
 
آینده نگری وپرهیز از تصمیم های لحظه ای: تدبیر و امید دو واژه ای است که نگاه به آینده دارد بر این اساس دولت آقای روحانی که با این دوشعار بر مسند امور قرار گرفته است می بایست آینده نگر باشد و با تصمیم های لحظه ای هزینه سازی نکند. دوراندیشی و اتخاذ تصمیم های مدبرانه می تواند امید را در میان آحاد جامعه رونق بخشد. تدبیر مقیاس آینده نگری دارد و با تصمیم گیری های لحظه ای هزینه سازی نمی کند. تدبیر از دروغ فاصله می گیرد، خود را اسیر شعارزدگی نمی کند، بحران آفرین نبوده و به چاره سازی مشکل و حل بحران می اندیشد.
 
جبران مافات دولت های پیشین: اکنون که حماسه سیاسی مورد نظر رهبری به وجه احسن رقم خورده است زمان جبران مافات دولت های پیشین و خلق حماسه اقتصادی فرا رسیده است. مقوله ای که اگر چه دولت در تحقق آن نقش اساسی بر عهده دارد ولی این مهم تنها با همراهی مردم شکل خواهد گرفت. از این رو ضرورت دارد دولت تدبیر و امید زمینه مناسب جهت تحقق آن را فراهم نماید.
 
تیم مدیریتی مجرب، معتدل و قانون مدار: تدبیر با قدرت، دانش و تجربه نسبت مستقیم دارد به بیان دیگر لازمه تدبیر، داشتن دانش و تجربه است. تدبیر با افراط و تفریط سازگاری ندارد و بر مدار قانون حرکت می کند. لذا دولت آینده می بایست تیم خود را از میان افراد مجرب، معتدل، قانون مدار و انقلابی آماده نماید تا امور اجرایی کشور را به وجه احسن اداره نمایند.
 
پرهیز از تکروی و تعامل مناسب با سایر قوا: تعامل مناسب با سایر قوا یک اصل فراموش شده در دولتهای نهم و دهم بود. مسأله ای که کشور به خاطر آن هزینه های زیادی پرداخت کرد. در این امر شکی نیست که رئیس جمهور بالاترین مقام اجرایی کشور است. اما این نکته را باید مورد توجه قرار داد که اداره کشور بر اساس اصل قانون تفکیک قواست که حیطه اختیارات و تصمیم گیری های هر قوه را مشخص می کند.
 
حماسه اقتصادی و مواجهه با گفتمان اقتصاد مقاومتی: در ماه های اخیر عرصه اقتصاد کشور شاهد مواجهه با گفتمانی جدید در حوزه اقتصادی با عنوان «اقتصاد مقاومتی» است. دولت جدید برای خلق حماسه اقتصادی می بایست مفهوم اقتصاد مقاومتی که همانا کاهش وابستگی ها و تأکید بر مزیت های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است را در جامعه نهادینه نماید. اقتصاد مقاومتی مفهومی است که در پی مقاوم سازی، بحران  زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی مطرح می شود.
 
به بیان دیگر اگر در گذشته می گفتیم که فلان مجموعه نمی تواند انتظارات ما را برآورده کند، در رویکرد جدید به دنبال آن هستیم که با بازتعریف سیاست های نهادهای موجود، کاری کنیم که زیرمجموعه ها انتظارات ما را برآورده سازند که این یک رویکرد فعال است. خلق حماسه اقتصادی از طریق تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی و با واژگانی از قبیل حمایت از تولید ملی، کارآفرینی، اتخاذ سیاست های پولی و ارزی متناسب، اصلاح الگوی مصرف، اجرای اصل 44، تصحیح سیاست های بازرگانی، توجه به نخبگان، تولید دانش کاربردی و استفاده از فن آوری نوین که از محورهای مهم تحقق آن هستند، عملیاتی می شود.
 
توسعه عدالت اجتماعی: هرگونه توسعه اقتصادی بدون در نظر گرفتن عدالت اجتماعی محقق نخواهد شد. در این میان یکی از بایسته های اساسی دولت تدبیر و امید بر اساس قانون اساسی توسعه عدالت اجتماعی است. گستره بحث عدالت اجتماعی،  محصور به حصار دولت-ملت است؛ یعنی سخن در ارتباط با ترسیم ساختار عادلانه جامعه ای است که دولت و سرزمین مشخص دارد و می خواهد همکاری اجتماعی درون جامعه و نهادهای موجود در آن و همچنین توزیع امکانات، فرصت ها، وظایف و حقوق بر اساس معیارهای عادلانه ترسیم شده باشد. تحقق عدالت اجتماعی زمانبر و وقت گیر است و نیازمند انعطاف پذیری و سعه صدر می باشد.
 
پرهیز از سیاه نمایی: دولت تدبیر و امید می بایست بر اساس نگاه رهبر انقلاب برای خلق اقتصادی امید بخش و جهت دهنده از سیاه نمایی و نگرش سیاه و سفید به وضعیت جاری کشور پرهیز نماید که طبق آن بر خلاف نگاه های تخریبی، نگاه حمایتی و مثبت اندیشی توام با نقد را ارائه کرده و ضمن پذیرش وجود برخی نقاط ضعف و اشتباهات، دستاوردهای بزرگ سیاسی و اقتصادی گذشته را مورد اشاره قرار می دهد.
 
مقام معظم رهبری در بخشی از پیام خود به مناسبت انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری فرمودند: « اکنون که حماسه سیاسی با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته خود را به دست آورند.»
 
بی شک فرمایش ایشان فصل الخطاب است و همه گروه های سیاسی شامل اصول گرا، اعتدال گرا و اصلاح طلب باید با تمسک به آن دولت قانونی کشور را در تحقق اهداف والای جمهوری اسلامی یاری نمایند. امر مهمی که دولت "تدبیر و امید" می بایست با عبرت آموزی و بهره گیری از تجربیات دولت های گذشته بدان توجه ویژه ای داشته باشد تا بتواند از تمامی ظرفیت نیروهای دلسوز انقلاب و کشور برای تعالی نظام استفاده نماید.
 
محمد خوش‌چهره در مقاله ای با عنوان «مطالبات را از دولت، واقعی کنیم»برای ستون سرمقاله امروز روزنامه آرمان این طور نوشت:
  قبل از انتخابات گفته بودم که رئیس‌جمهور آینده باید عاشق باشد. اکنون نیز با توجه به وضعیت اقتصادی همچنان بر این نظر هستم و آن را در دیدار حضوری نیز به آقای روحانی گفته‌ام. دولت یازدهم قطعا موقعیتی برای رئیس و اعضای کابینه آن جهت کسب محبوبیت عمومی نخواهد بود، میراث دولت‌های نهم و دهم از یکسو مطالبات عمومی را افزایش داده و از سوی دیگر سیاهه‌ای از کارهای بر زمین‌مانده، پروژه‌های نیمه‌تمام، آسیب‌های وارد آمده به بخش‌های تولیدی و... را پیش‌روی دولت یازدهم گذاشته است. دولت یازدهم در چنین شرایطی سکاندار هدایت امور اجرایی خواهد شد.
 
 آسیب‌های اقتصادی در 8 سال گذشته حوزه تولید و صنعت اقتصاد را به زمینی مسطح تبدیل کرده که برای تبدیل شدن آن به یک سرپناه باید زمانی وقت صرف کرد. تنها تهیه نقشه راهی برای ساخت دوباره این زمین مسطح خود نیاز به ماه‌ها تلاش و صرف وقت و انرژی دارد. مسائلی مانند معوقات بانکی، مباحث و مشکلات ارزی، مشکلات سر راه استخراج و تولید و بهره‌برداری از منابع نفتی، طرح‌های زودبازده تعطیل‌شده، رکود اقتصاد و تعطیلی برخی واحدهای تولیدی و تورم بالا در برخی از اقلام مصرفی جامعه و متعاقبا میزان بیکاری مسائلی نیستند که بتوان افقی کوتاه‌مدت برای حل آنها پیش رو قرار داد.
 
 به‌طوری که حتی پیش‌بینی می‌شود تورم یک رقمی در برخی اقلام غذایی در یک سال یا دوسال آینده سخت به نظر می‌رسد. در مقابل این وضعیت ما شاهد تغییر شرایط در حوزه اجتماعی هستیم، امیدی که مردم در پی این انتخابات به دست آورده‌اند به گواه اکثر ناظران سیاسی و اجتماعی غیرقابل پیش‌بینی و بالاست.
 
جامعه ما بعد از دوران جنگ و در دولت‌های سازندگی و اصلاحات می‌رفت تا به نوعی از رفاه اقتصادی دست پیدا کند و این وضعیت به یکباره با اتخاذ برخی سیاست‌ها دستخوش تغییراتی شد. اکنون اگر وضعیت نامناسب اقتصادی را در یکسو و جنس و حجم مطالبات مردم را در سوی دیگر قرار دهیم، دولت یازدهم بین این دو نقطه قرار گرفته‌ است. این وضعیت می‌تواند باعث شود که دولت آقای روحانی از هر دو سو متحمل فشارهایی شود. نگارنده این سطور در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم خود از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده و در عین حال دیدگاه‌های اقتصادی خود را به تمام نامزدهای انتخاباتی منتقل کرده است.
 
با این حال انصاف آن است که در داوری بین نامزدها گفته شود آقای روحانی همان‌طور که در جریان مناظره‌های انتخاباتی نشان داد، بسیار شجاعانه و عاشقانه و بدون دغدغه از آسیب‌هایی که می‌توانست متوجه او باشد در عرصه حاضر شد، آن‌طور نیز که تا امروز مشخص شده رئیس‌جمهور منتخب به دنبال رسیدن به یک ترکیب منطقی و متعادل در کابینه است که قطعا از الزامات این شرایط می‌باشد.
 
 در اینجا نکته اساسی برای سامان دادن به وضعیت اقتصادی توجه به اصلاح مناسبات سیاسی و اجتماعی در سطح ارتباط دولت با دیگر نهادها و همچنین ارتباط نهادهای قدرت با جامعه است. نخستین نکته این است که نباید دولت یازدهم بین وضعیت اقتصادی و مطالبات عمده عرصه عمومی ناکارآمد شود و تحت فشار قرار بگیرد. اینجاست که لزوم شفاف‌سازی وضعیت با هدف منطقی کردن مطالبات عرصه عمومی اهمیت پیدا می‌کند.
 
 نهادهای مختلف نظام همزمان که نباید تنها دولت را در مقام مسئول اصلاح و بهبود وضعیت اقتصادی به‌شمار بیاورند باید تلاش کنند تا تصویری واقعی از شرایط موجود و توانایی و امکانات دولت را برای جامعه ترسیم کنند تا بدین طریق اقشار مختلف مطالبات خود را براساس واقعیت موجود تنظیم کنند. مطالبات عمومی جامعه از دولت اگر در سطوحی بالا و غیرواقعی باقی بمانند احتمالا باعث ناکارآمدی و عدم‌بازدهی دولت خواهند شد. آقای روحانی تاکنون هیچ شعاری فراتر از توان دولت مطرح نکرده و دیگران نیز باید هوشیار باشند تا از این دولت تصویری نسازند تا مردم فکر کنند آقای روحانی و تیمش می‌توانند در فاصله چند ماه کوتاه تمام مشکلات را رفع و رجوع کنند.
 
حشمت الله فلاحت پیشه(کارشناس بین الملل)در مقاله ای با عنوان «کانادا و شکست سیاست افراطی»برای ستون یادداشت روز روزنامه تهران امروز این طور نوشت:
تغییر موضع وزیر خارجه کانادا در قبال انتخابات 24 خرداد ایران بیش از هر چیز نشان دهنده ناآشنایی مقامات کانادا با واقعیات جامعه ایرانی است و همین ناآشنایی هم باعث شد تا دولت کانادا در ابتدا درباره انتخابات ایران عجله به خرج بدهد و سپس ناچار از تصحیح اشتباه خود شد.البته دیر زمانی است که کانادا به گروه کشورهایی پیوسته که علیه ایران موضع افراطی دارند ولی همین افراطی‌ها در مواقع مختلف ناچار به عقب‌نشینی مقابل ایران هستند.
 
در واقع در طول 10سال گذشته سندسازی‌های کانادایی‌ها در این رابطه تحت عنوان عدم پذیرش واقعیت دموکراسی در ایران از طرف دولت این کشور دنبال شده است.اما روند انتخابات 24 خرداد در کشورمان نشان‌دهنده 10سال دروغ دولت کانادا در این رابطه بود و به عبارت دیگر آنچه آنها در این مدت ادعا کرده بودند با این عذر خواهی نقیض آن اثبات شد.
 
انتخابات ایران با مشارکت بیش از هفتاد درصدی مردم باعث غافلگیری مقامات سیاسی این کشور شد که در نهایت منجر به عذرخواهی آنها شد.نکته دیگری که وجود دارد فضایی است که بعد از انتخابات ایران در فضای کلی دنیا شکل گرفت که به معنای پذیرش دموکراسی در ایران بود آن هم درباره کشوری که سعی می‌کردند دموکراسی و انتخابات را در آن نادیده بگیرند.
 
کشور کانادا جزو آن دسته از کشورهای غربی است که هر ساله بودجه خاصی را برای تاثیرگذاری بر فضای سیاسی ایران تصویب می‌کند. بر همین اساس کشورهایی که از این بودجه استفاده می‌کنند تلاش زیادی برای تحریم انتخابات در ایران کردند.ولی زمانی‌که به‌رغم این حرفها نرخ بالای مشارکت سیاسی رقم خورد مجبور به عقب نشینی شدند.به همین دلیل کشور کانادا احساس کرد واقعیت ایران را درک نکرده و نوعی احساس عقب ماندن از فضای داخلی ایران پیدا کرد.معتقدم آنچه ماحصل این موضوع واکنش و موضع کانادایی‌هاست این است که انتخابات در ایران تقویت کننده توان چانه زنی کشورما بخصوص در قبال کشورهای غربی است.
 
ضمن اینکه این توان باید در راستای اصل عزت، حکمت و مصلحت استفاده شود، در واقع ما نباید به این چراغ سبزها دلخوش باشیم.برخی دولت‌ها مثل کانادا در طول 10سال گذشته استدلال‌های ناجوانمردانه‌ای را درباره ایران به کار برده اند و منتظر کوچکترین فرصتی هستند تا بر اساس آن کلیت نظام ایران را مورد سوال قرار دهند.از آنجا که دیوار بی اعتمادی بین ایران و کانادا را خود مقامات کانادایی شکل داده اند باید منتظر اقدامات محکم‌تری از جانب آنها باشیم.البته واکنش و اقدام دولت کانادا می‌تواند مورد اقبال قرار بگیرد اما کافی نیست و در آینده باید گام‌های اساسی تری از سوی کشورهای غربی برداشته شود.
 
چرا که ایران یکی از کشورهای استراتژیک منطقه است و دولت‌های غربی که درگیر بحران‌های اقتصادی هستند و به واسطه سیاست‌های غلط در منطقه خاورمیانه گیر افتاده اند، چاره ای ندارند مگر اینکه دست نیاز به سوی ایران دراز کنند. انتخابات 24خرداد باعث شد تا غربی‌ها درون خود را بیشتر نشان بدهند و ناچار از تمجید مردمسالاری در ایران باشند.
 
در ادامه مقاله امروز روزنامه رسالت نوشته صالح اسکندری را با عنوان«منشور تعامل اصولگرایان با دولت یازدهم» می خوانید:
 به مرور با استقرار دولت یازدهم و انتقال قدرت به دولت حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی با شفاف ترشدن مواضع، مشخص شدن اولویت بندی در سیاستگذاری ها، چینش کابینه و ورود به مرحله اقدام و عمل، تعاملات جریانات سیاسی و از جمله اصولگرایان با دولت جدید شکل جدی تری به خود می گیرد و با عبور از تعارفات متداول، جناح بندی های جدید در جامعه را رقم می زند. ‏
 
یکی از مشکلاتی که اصولگرایان در تعاملات با دولت های گذشته و بخصوص دولت های نهم و دهم داشتند فقدان یک چارچوب منسجم برای تعامل با دولت بود. در یک دوره دولت آقای احمدی نژاد را آنقدر حمایت کردند که هیچ دولتی را در طول تاریخ انقلاب با آن قابل مقایسه نمی دانستند و در دوره بعد آنقدر دولت احمدی نژاد را نقد و تخریب کردند که چهره این دولت که خدمات زیادی هم کرده بود تبدیل به مشوه ترین دولت در تاریخ انقلاب شد. هم افراط دوره اول و هم تفریط در دوره دوم به دور از تقوا بود و نتیجه آن شکل گرفتن معادله رقابت انتخابات یازدهم بر مبنای «نه» به وضع موجود شد.
 
نقد سازنده، تعامل مثبت، حمایت نقادانه، تعامل فعال و ... عناوین مختلفی بود که اصولگرایان در نحوه تعاملات خود با دولت آقای احمدی نژاد عنوان می کردند اما هیچ گاه قواعد مشخصی بر نحوه تعامل اصولگرایان با دولت حاکم نبود.‏امروز این تجربه ذی قیمت در اختیار اصولگرایان است و از آن می توانند در نحوه تعامل با دولتی که شعار اعتدال و فراجناحی بودن را می دهد بهره ببرند.
 
اصولگرایان حداقل 4 سال باید با دولت آقای روحانی کار کنند و با توجه به شرایط حساس در محیط داخلی و خارجی ناگزیر به تعامل مثبت با دولت یازدهم هستند. لذا بهتر است با توجه به تجربه گذشته، قواعد حاکم بر نحوه تعامل با دولت یازدهم در قالب یک منشور مشخص تدوین گردد. دولت یازدهم حلقه ای از زنجیره منطقی حرکت اسلامی ملت ایران است. حرکت اسلامی که از«نهضت اسلامی» ملت ایران شروع شده و سپس منجر به پیروزی «انقلاب اسلامی» و بعد منتهی به تشکیل «نظام اسلامی» شده است.
 
 امروز انقلاب در مرحله حرکت به سوی تشکیل «دولت اسلامی» است. این دولت اسلامی مقدمه تشکیل «جامعه اسلامی» است که الگویی برای ایجاد آرمان نهایی «امت اسلامی» محسوب می شود. دولت یازدهم باید حرکت پرشتاب ملت ایران در مسیر این آرمان مقدس را ارتقا ببخشد و مقدمات تشکیل دولت اسلامی را در ادامه اقدامات  و فعالیت های دولت های گذشته فراهم کند.
 
بدیهی است حرکت بر اساس این نقشه راه یکی از مبانی نحوه تعامل و مواجهه اصولگرایان با دولت آقای روحانی می تواند باشد. بخش مهمی از قواعد و اصول راهنمای منشور تعامل با دولت یازدهم طبیعتا می بایست ناظر به اصول و شاخصهای تصریح شده در وصیت نامه و بیانات بنیانگذار کبیر انقلاب(ره) و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب درباره بایسته ها و شایسته های دولتهای پس از انقلاب باشد.‏
 
از آنجا که دکتر روحانی بارها عنوان کرده است که دولت یازدهم یک دولت فراجناحی است شاخص هایی که رهبر معظم انقلاب در سال 1385 برای اصولگرایی عنوان کردند و آن را متعلق و منحصر به یک جریان یا نحله سیاسی خاص ندانستند مثل التزام به عدالت گستری، استقلال کشور، اصلاح طلبی اصولگرایانه و اصولگرایی اصلاح طلبانه، مبارزه با فساد و ... می تواند رئوس کلی این منشور را تشکیل دهد.
 
 چنین منشوری قادر است مانع از افراط و تفریط ها از جانب اضلاع مختلف اصولگرایی در نحوه تعامل با دولت یازدهم گردد. این پیشنهاد علاوه بر ساماندهی یک الگوی تعامل با دولت آینده توسط رئوس اصولگرا، تکلیف را برای بدنه اجتماعی جریان اصولگرا مشخص می کند. پایگاه اجتماعی اصولگرایان که عمدتا تکلیف محور هستند امروز با رای نیاوردن نامزد مورد نظرشان در انتخابات با این سئوال روبه‌رو هستند که تکلیف آنها در قبال دولت بعدی چیست؟ قابل پیش بینی است که سکوت فعلی این پایگاه اجتماعی که در بهت و ناباوری از نتایج انتخابات به سر می برد چندان تداوم پیدا نمی کند  بخصوص که برخی نیروهای جوان اصولگرا از ابتدای دهه 80 به این سو تجربه شکست را نیز ندارند.
 
 این سئوالها همینک به طور جدی در ذهن نیروهای اجتماعی این جریان و جود دارد که مثلا آیا باید در قبال هر فعل و انفعالی در دولت موضع بگیرند؟ آیا قرار است عقب گردی رخ دهد؟ جایگاه نیروهای مذهبی در دولت اصولگرا چیست؟ آیا باز در روزنامه ها همان چیزها را می نویسند که در دوره اصلاحات می نوشتند؟ آیا وضعیت حجاب و عفاف در جامعه از وضعیت کنونی بدتر می شود؟ تبعیت رئیس جمهور منتخب از ولایت چقدر است؟ و سئوالات دیگری که عدم پاسخگویی به آنها می تواند منجر به سرخوردگی پایگاه اجتماعی اصولگرایان گردد. به نظر می رسد تدوین منشور تعامل اصولگرایان با دولت یازدهم بتواند بخشی از سردرگمی بدنه اجتماعی اصولگرا را نیز برطرف کند و مانع از افراط و تفریط های احتمالی نیروهای اجتماعی این جریان گردد.‏
 
صبح امروز روزنامه جمهوری اسلامی ستون سرمقاله خود را به مقاله ای با موضوع«غربت فرهنگ مهدویت»اختصاص داد:
 بسم‌الله الرحمن الرحیم
بزرگ‌ترین هدیه الهی به ملت ایران بعد از اسلام، اعتقاد عمیق به وجود مقدس امام زمان علیه السلام است. این اعتقاد، نتیجه پیوندی است که ملت ایران با مکتب اهل بیت دارد و به تعبیر زیبا و رسای امام خمینی، اسلام ناب محمدی را با تشیع سرخ علوی ادامه داده است.
 
قرن‌هاست که مردم ایران، نیمه شعبان را با شور و شعف وصف ناپذیری جشن می‌گیرند و ضمن نشان دادن ارادت قلبی خود به امام زمان علیه السلام، با دستان نیازمند خود میان قلب‌های مالامال از عشق به ساحت مقدس بقیة‌الله الأعظم عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف و خدای قادر منان پلی می‌سازند و تعجیل در ظهور حضرتش را خواستار می‌شوند.
 
امید به ظهور منجی بشریت، جان مایه مردم ایران است که با آن زنده‌اند و سربلند و پرنشاط روزگار می‌گذرانند. همین مکتب است که این مردم را در برابر طاغوت‌ها می‌شوراند و انقلاب آنها را با شعار "پیروزی خون بر شمشیر" که الهام گرفته از عاشورای حسینی است به پیروزی می‌رساند و به تأسیس نظام جمهوری اسلامی موفق می‌نماید.
 
مکتبی که اینهمه دستاورد ظلم‌ستیزانه دارد، طبعاً دشمن هم دارد. دشمنان خارج از مکتب را به راحتی می‌توان شناخت و افشا کرد و به زانو در آورد، اما دشمنان داخل مکتب چون به حربه تزویر متوسل می‌شوند به آسانی قابل شناسائی نیستند و مقابله با آنها بسیار دشوار است.
 
هنگامی که نظام جمهوری اسلامی در ایران تأسیس شد، انتظار این بود که فرهنگ مهدویت با جوهره ناب و عاری از رسوبات قرون، چهره بنمایاند و مکتب انتظار، راهگشای ملت‌ها شود و تمام بن بست‌های فکری و اعتقادی را بگشاید. ملت ایران که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند در واقع مکتب انتظار را به جهانیان معرفی کرد و این آمادگی در ملت‌ها پدید آمد که با فرهنگ مهدویت آشنا شوند و آن را به عنوان راه و رسم آزاداندیشی و قیام برای غلبه بر ظلم و تأمین عزت و استقلال و کرامت برگزینند.
 
ظرفیت نظام جمهوری اسلامی اقتضا می‌کرد چنین انتظاری را برآورده کند و به مکتب انتظار، که در ادیان آسمانی ریشه دارد، در میان پیروان همان ادیان جانی تازه ببخشد. درسالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی تا حدودی از این ظرفیت استفاده شد و نتایج درخشانی نیز به بار آورد، ولی دشمنان داخل مکتب، با حربه تقدس به صحنه آمدند و کمر به نابودی فرهنگ مهدویت بستند. تلاش برای آمیختن مهدویت با خواب و خیال، آلودن آن با خرافات، سطحی کردن اعتقادات دینی و تبدیل آن به ابزاری برای سوداگری، پتکی بود خرد کننده که توسط فرصت‌طلبان بر پیکر فرهنگ مهدویت وارد شد و راه را بر اوج گرفتن این فرهنگ متعالی بست.
 
نمی‌توان با اطمینان گفت ضربه زنندگان به فرهنگ مهدویت همگی با نیت سوء مرتکب چنین اقدامی شده‌اند ولی با قطع نظر از این نکته که این افراد و جریان‌ها با چه نیتی چنین کرده اند، نتیجه این اقدامات چیزی غیر از ضربه وارد شدن به مکتب مهدویت نبود. سوگمندانه باید به این واقعیت تلخ نیز اعتراف کنیم که مسئولان نظام جمهوری اسلامی به وظیفه خود در مقابله با این انحراف عمل نکرده‌اند. سلطه تفکر افراطی بر کشور در سال‌های اخیر، زمینه را برای سوءاستفاده‌گران از مهدویت افزایش داد بطوری که بر تعداد مدعیان مهدویت افزوده شد، ادعای ارتباط با امام زمان علیه السلام به چند برابر رسید و اعتقادات مردم دچار تزلزل گردید.
 
هر چند آنچه رخ داده در شأن نظام جمهوری اسلامی نیست، لکن نباید امید را از دست داد. نظام جمهوری اسلامی دارای ظرفیت بالائی است که می‌تواند بر شرایط نامناسب کنونی غلبه کند و گوهر گرانبهای فرهنگ مهدویت را از زندان سطحی نگری‌ها، خرافات و سوءاستفاده‌گران نجات دهد. اکنون که تفکر افراطی درحال منزوی شدن است، زمان مناسب برای جبران گذشته و زدودن زنگارها از جوهر وجود فرهنگ مهدویت فرا رسیده و باید از این فرصت حداکثر بهره‌برداری در جهت جبران گذشته و معرفی صحیح این فرهنگ پرافتخار به عمل آید. فرهنگ مهدویت اکنون غریب است و همه باید برای خارج ساختن آن از این غربت همت مضاعفی به عمل آورند.

تگ ها:
مطالب مرتبط
نقد تند و تیز حسین راغفر به حسن روحانی
نقد تند و تیز حسین راغفر به حسن روحانی
راهکار رفع مشکل اقتصاد ایران: سم زدایی دارایی بانک ها
راهکار رفع مشکل اقتصاد ایران: سم زدایی دارایی بانک ها
آیا ورشکستگی بانک ها حقیقت دارد؟ آیا بانک های ایران واقعا ورشکسته هستند؟
آیا ورشکستگی بانک ها حقیقت دارد؟ آیا بانک های ایران واقعا ورشکسته هستند؟
تبلیغات
loading...
نظرات