دلایل فقر سینمای ایران



در هفته های اخیر نمایش فیلم محمد رسول الله (ص) در سینماهای کشور خبرساز بوده است.

 

نت شهر: به خصوص آن ها که در تهران ساکن هستند حتما بیلبوردهای فیلم را در سطح شهر دیده اند، آن ها که به اخبار سینما علاقه مندند نیز حتما درباره فیلم و حواشی آن چیزهایی خوانده یا شنیده اند.

برخی از عوامل تولید این فیلم افراد حرفه ای بین المللی هستند و حتی برخی از آنان پیش از این جایزه اسکار برده اند. بخش هایی از این فیلم نیز در خارج از ایران ضبط شده و شایعات زیادی پیرامون مخارج ساخت فیلم وجود داشته است. تهیه کننده فیلم هزینه ساخت فیلم را بیش از 60 میلیارد تومان عنوان کرده است. [حدس می زنم که هزینه تبلیغات محیطی در شهر تهران در این رقم لحاظ نشده باشد].

با وجود استقبال گسترده از فیلم و فروش زیاد آن، به نظر نمی رسد فیلم بتواند هزینه ساخت خودش را در بیاورد، ضمن این که با توجه به گذشت چند سال از آغاز سرمایه گذاری در این فیلم، برای آن که سود مناسبی نیز عاید تهیه کنده شود، فروش فیلم باید خیلی بیش تر از هزینه های ساخت فیلم باشد. البته احتمالا در سرمایه گذاری روی این فیلم انگیزه های اعتقادی نقش مهمی داشته اند و بازدهی سرمایه گذاری در اولویت نبوده است.

در این یادداشت، من به چند و چون این حساب و کتاب ها کاری ندارم. بلکه می خواهم یک سوال را مطرح کنم و به آن پاسخ بدهم: آیا  ساخت چنین فیلمی که از جمله فیلم هایی با «تولید عظیم» (Big Production) به حساب می آید در سینمای ایران یک استثنا خواهدبود؟ یا این تنها آغازی است تا سینمای ایران به یکی از قطب های صنعت سینما در جهان تبدیل شود؟
 
خبر خوب، خبر بد

برای یافتن پاسخ این سوال به آمارهایی که یونسکو از وضع صنعت سینما در کشورهای مختلف جهان ارائه می دهد، مراجعه کردم. خبر خوب این است که تعداد فیلم هایی که هر سال در ایران تولید می شود، زیاد است. بیش ترین تولید فیلم در جهان در سال 2013 مربوط به هند (1724 فیلم)، آمریکا (738فیلم)، چین 0638 فیلم) و ژاپن (591 فیلم) بوده است. در همین سال در بین 80 کشور جهان که اطلاعات آن ها موجود بوده، ایران با ساخت 87 فیلم در رده هفدهم تولیدکنندگان فیلم بوده است. به عبارت دیگر، ایران از بسیاری از کشوهای دیگر نظیر ترکیه و خیلی از کشورهای اروپایی، تولید فیلم بیش تری داشته است.

خبر بد اما، این است که تعداد سینماها در ایران بسیار کم است. یونسکو در سال 2011 (آخرین آمار) شاخصی را تعریف کرده است که نشان می دهد در هر کشور به ازای هر 100هزار نفر جمعیت چند سالن سینما وجود دارد. بیش ترین مقدار این شاخص مربوط به آمریکا (14 سالن)، ایرلند (11 سالن)، سوئد (9.9 سالن) و استرالیا (9.8 سالن) است. ایران با 0.6 سالن سینما به ازای هر 100هزار نفر جمعیت در این شاخص از بین 67 کشور (که اطلاعات آن ها موجود بوده است) در رتبه 60 قرار دارد. درواقع بعد از ایران تنها هفت کشور مانند تانزانیا، نیجریه، کومبودیا، موروکو و آذربایجان قرار دارند.

چرا فیلم می سازیم ولی سینما نداریم؟

وضع عجیبی است: هفدهمین کشور تولیدکننده فیلم در  جهان، سالن سینما ندارد! چرا؟ این سوال را به دو شکل متفاوت می توان پرسید: اول: چرا هفدهمین کشور تولیدکننده فیلم، سینما ندارد؟ دوم: چرا کشوری که سینما ندارد، هفدهمین تولیدکننده فیلم است؟

در جواب سوال اول (چرا ایران سینما ندارد؟) می توان به دشواری کسب سود از راه اندازی سینما در ایران اشاره کرد. در سال 2011 متوسط قیمت بلیت در جهان نزدیک به هفت دلار بوده است؛ در اغلب نقاط جهان سینماها می توانند با نمایش فیلم های روز دنیا تماشاگران را به سینما بکشند، اما در ایران با وجود آن که نرخ بلیت از متوسط جهان پایین تر است اما سینماهای کمی هستند که فیلم های روز دنیا را به نمایش می گذارند و آن ها هم فیلم ها را پس از قیچی زدن های لازم پخش می کنند.

از طرف دیگر نبودن قانون کپی رایت در ایران باعث می شود که افراد بتوانند فیلم های روز دنیا را کنار خیابان خیلی ارزان بخرند یا حتی مجانی دانلود کنند. این مسائل موجب شده است که سینماهای ایران با مشکل کمبود تماشاگر مواجه شوند. در کنار همه این ها وضع اقتصادی یعنی پایین بودن درآمد سرانه ایرانیان به نسبت کشورهای غربی و تورم زیاد را که موجب کم شدن سهم مخارج مربوط به سرگرمی در سبد خانوار می شود، نمی توان نادیده گرفت. در این شرایط طبیعتا افزایش قیمت بلیت هم دردی از سینماداران دوا نخواهد کرد چون باعث می شود باقی مانده مشتریان سینماها هم ریزش کنند.

در جواب سوال دوم (چرا کشوری که سینما ندارد، فیلم می سازد؟) هم باید به مشکلات پخش فیلم های خارجی در سینماهای ایران مراجعه کرد. به عبارت دیگر، بالاخره مردم هم دل دارند و می خواهند گه گاه دست دوست شان را بگیرند و بروند سینما، فیلم خارجی هم که منشوری است، لاجرم سینماگران وطنی دست به کار می شوند.

تشابه فیلم سازان و خودروسازان

اجازه بدهید سوال دیگری بپرسیم: اگر وضع سینما در ایران مشابه کشورهای اروپایی بود، یعنی قانون کپی رایت وجود داشت و سینماها هم محدودیت اندکی برای پخش فیلم های خارجی داشتند، وضع چگونه می شد؟ در این صورت حدس من این است که تعداد فیلم های ساخته شده ایرانی کاهش پیدا می کرد و تعداد سینماها نیز زیادتر می شد. رقابت با سینمای روز جهان کار سختی است که سیاری از سینماگران وطنی از عهده آن بر نمی آیند. وضع سینما هم مشابه صنعت خودرو است.

 سینماگران داخلی نیز مانند خودروسازان از اعمال محدودیت بر واردات محصولات رقبای شان سود می برند. من هم مانند بسیاری از مخاطبان ایرانی، دوست دارم فیلم خوبی را ببینم که به زبان فارسی ساخته شده باشد و جامعه و مردمی را که می شناسم، نشان دهد. از رشد سینمای ایران هم خوشحال می شوم اما صادقانه بگویم که به نظرم در حال حاضر صنعت سینمای ما مشابه صنعت خودروسازی مان است؛ یعنی تنها در خانه و با اعمال محدودیت بر واردات توانایی رقابت دارد.

راهکارهای توسعه

در نهایت اگر نظر من را درباره راهکارهای توسعه سینما در ایران بخواهید، باید بگویم: به طور کلی بازار هدف سینمای ایران محدود است. زبان فارسی برعکس زبان انگلیسی [و حتی عربی] مخاطبان گسترده ندارد. تعداد فیلم های درخشان و ممتازی که هر سال در سینمای ایران ساخته می شوند نیز از تعداد انگشتان یک دست بیشتر نیستند، بنابراین تنها می توان روی بازار ایران و چند کشور فارسی زبان دیگر [و در مورد فیلم های مذهبی روی چند کشور دارای اشتراکات مذهبی با ایران] حساب کرد.

بنابراین فکر می کنم که ساختن فیلم های پرهزینه در صنعت سینمای ایران آینده ای نخواهد داشت. سینمای ایران اگر می خواهد دخل و خرجش بخواند و بتواند وضع مالی پایداری را به دست بیاورد، باید روی فیلم های کم هزینه تر (نظیر درام های اجتماعی «اصغر فرهادی» یا فیلم های پیشین مجیدی) تمرکز کند.

دوم این که تا زمانی که وضع زیرساخت سینمایی کشور این طور اسف بار است فیلم سازها باید حساب بیشتری روی شیوه های دیگر نمایش آثارشان باز کنند. راهکارهایی نظیر شبکه خانگی یا شبکه های تلویزیونی- ماهواره ای مجاز می توانند باری بسیاری از کارگردانان مناسب باشند.

قرار نیست که همه اصغر فرهادی باشند. تجربه نشان داده که صنعت ساخت سریال های تلویزیونی و ماهواره ای در سال های اخیر در جان رشد زیادی داشته است. از سریال های قدرت مند و پرمخاطب آمریکایی گرفته تا سریال های دم دستی کره ای و ترکیه ای مخاطبان زیادی پیدا کرده اند. در شرایطی که ایران زیرساخت فیزیکی سینمایی مناسب را ندارد، استفاده از تلویزیون و ماهواره می تواند راهکاری خوبی برای توسعه محصولات بصری باشد.

سومین و آخرین نکته نیز این است که صنعت سینما باید سعی کند کیفیت محصولات خود را افزایش هد؛ شایسته نیست وقتی مخاطب ایرانی به جای مجانی دیدن فیلم خارجی در خانه، حاضر می شود زحمت بکشد به سینما برود، با فیلمی ضعیف مواجه شود. حضور فیلم های ضعیف اعتماد مخاطب را به سینمای داخلی از بین خواهدبرد و این بی اعتمادی در نهایت به ضرر اهالی سینما تمام خواهدشد.

*مشاور و تحلیل گر مسائل کسب و کار

منبع: مجله روشن

تگ ها:
مطالب مرتبط
نویده محمدزاده جایزه براتسیلاوا به زلزله زدگان اهداد کرد |  واکنش نویده محمدزاده به مردم زلزله کرمانشاه
نویده محمدزاده جایزه براتسیلاوا به زلزله زدگان اهداد کرد | واکنش نویده محمدزاده به مردم زلزله کرمانشاه
عکس های از اکران مردمی فیلم غیرمجاز با حضور عوامل و بازیگران
عکس های از اکران مردمی فیلم غیرمجاز با حضور عوامل و بازیگران
واکنش تند پوریا پورسرخ به بازیگران سینمای ایران | فیلم کنایه پوریا پورسرخ به بازیکنان فوتبال
واکنش تند پوریا پورسرخ به بازیگران سینمای ایران | فیلم کنایه پوریا پورسرخ به بازیکنان فوتبال
نظرات