فقیه سلطانی: نقش سودابه برای بازیگری که دوست دارد کارهای سخت انجام دهد، نقشی وسوسه کننده است



فقیه سلطانی از جمله بازیگران باسابقه تئاتر است که با اخذ مدرک لیسانس ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد اسلامی و ضمن فارغ التحصیلی از مدرسه "هنر و ادبیات صدا و سیما " در رشته بازیگری به دنیای نمایش قدم گذاشته است.
وی در کارنامه کاری خود آثار  بازی در نمایش" شبی در طهران " به کارگردانی گلاب آدینه،  بازی در نمایش "پستو خانه" به کارگردانی "حمید امجد"، بازی در نمایش" بهار و آدم برفی "به کارگردانی "ناصح کامگاری"، بازی در نمایش" یک تنبیه با شکوه"به کارگردانی "بهزاد مرتضوی" و مجموعه های تلویزیونی "امام علی"، "بی بی یون"، "تبریز در مه" و . . .  را دارد.

    چه چیزی در نمایش "روز سیاوش" شما را جذب کرد که در آن حضور پیدا کردید؟

واقعیت این است که "سودابه" برای یک بازیگر نقشی وسوسه کننده است، خصوصا بازیگری که دوست دارد کار سخت انجام بدهد و با کارهای سهل و آسان میانه ای ندارد
.
نقش "سودابه" در قصه اساطیری شاهنامه نقش پررنگی دارد و این نیز دلیل دیگری  برای جذابیت ایفای نقش آن است
.
آقای گودرزی سالهاست که در زمینه تئاتر فعالیت دارد و بیشتر کارهای ایشان نیز برپایه قصه های اساطیری است و خوشحالم که این قصه ها را زنده نگه می دارند و کار مهمی انجام می دهد. فکر می کنم این نمایش ارزش این را دارد که دو ساعت برای تماشای آن وقت صرف شود تا این قصه ها زنده نگه داشته شود
.

•    نقش "سودابه" چه ویژگی دارد؟


بنظر من نقشی سخت است و منفی. نقشی است که تک بعدی نیست و در اثر جبر روزگار منفی شده و شاید هر کس دیگری بجای سودابه بود همین کار را مرتکب می شد، حال نه به این خشونت ولی می توانست چنین عکس العملی را داشته باشد؛ چراکه او اسیر جنگی بوده و ناخواسته وارد حریم کابوس شده است.

•    باتوجه به اینکه شما نخستین بازیگر بانویی هستید که در نقش "سیاه" نیز ایفای نقش
  داشته اید، می توان علاقه به نمایش های سنتی و ایرانی را دلیل دیگری برای حضور در این نمایش دانست؟

چندان ارتباطی ندارد. البته باید بگویم که من برای صحنه تئاتر یک ابهت و حیبت را برای صحنه تئاتر قائلم، اصولا با آثاری که خیلی رئال هستند و مثل زندگی روزمره اند یا آیتم های تلویزیون ارتباط برقرار نمی کنم و پیش از این نیز چنین آثاری را در مجموعه تئاتر شهر نیز تماشا کرده ام و احساس کردم که چندان کار جالبی نیست که نمایشی تا این اندازه رئال باشد و صحنه یک جادویی دارد که می بایست حریم آنرا حفظ کرد
.
البته بدم نمی اید که مثلا قصه "سودابه" و"سیاوش" شکل مدرن و امروزی می داشت ولی احساس می کنم تاثییری که این شیوه اجرایی کلاسیک بر تماشاگران دارد هزار برابر بیش از شیوه مدرن و امروزی است
.

•     فکر می کنم نمایش "روز سیاوش" نخستین نمایش کلاسیکی است که در آن حضور دارید؟


بله نخستین نمایشی است که با این شیوه اجرایی در آن بازی می کنم.

•    چه تفاوتی با بازی در نمایش های به قول خودتان رئال و امروزی دارد؟


این نوع نمایش بسیار سخت است و اگر حتی به عنوان بازیگر یک " و " را  حذف کنیم و یا زبان برای ادای یک کلمه نچرخد کار خراب می شود و مثل کار رئال نیست که بتوان آنرا جمع کرد. اینجا دست بازیگر رو است و هر کاری کند تماشاگر متوجه آن می شود
.

•    آیا در نمایش " روز سیاوش " نقش دیگری وجود دارد که شما دوست داشته باشید آنرا بازی کنید؟


بله؛ من نقش مادر سیاوش که رویا بختیاری آنرا بازی می کند را دوست داشتم؛ چراکه فکر می کنم یکی از نمایشی ترین صحنه هاست و ابتدای کار با ریتمی خوب آغاز می شود و من شروع این نمایش را خیلی دوست دارم و خیلی خوش ریتم است و تماشاگر کاملا جذب به آن می شود. این نقش نقشی کوتاه و بسیار تاثییرگذار است و فکر می کنم شکرخدا گودرزی به زیبایی آنرا نوشته و البته رویا بختیاری نیز به خوبی ایفای نقش کرده است.

•    آیا به عنوان بازیگر نقش "سودابه" پیشنهادی برای روانتر شدن کلمات و گویش این کاراکتر داشته اید؟


بله، پیش آمده و شکرخدا گودرزی به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش در کمال متانت و صبر پذیرفته است. البته من نیز ادبیات نمایشی خوانده ام وشاید ایشان یک اطمینانی به من داشته اند و پذیرفته اند.

•    به خاطر دارید که چه بخش هایی را برای تغییر دیالوگ پیشنهاد داده اید؟


در صحنه دوم وقتی سودابه وارد می شود تقریبا حدود ده دقیقه تک گویی دارد و تمام این تک گوییها را با کمک شکرخدا گودرزی خلاصه کردیم.

•    آیا کوتاه شدن زمان نمایش نیز می تواند دلیلی برای این کار باشد؟


بله، هم زمان کوتاه شود و هم اینکه برخی کلمات وجود داشت که تکرار می شدند، گو اینکه کلماتی زیبا بودند ولی همان فلسفه ای که در تمام کلام نهفته است مدام تکرار می شود و فکر کردیم که سودابه می تواند حرف کمتری بزند و در عوض بیشتر به دل بنشیند
.

•    رابطه شما با فریده دریامج به عنوان بازیگر مقابلتان بیشتر به رابطه مادر و فرزندی شبیه است تا اینکه ندیم شما باشد. چرا؟


به دلیل اینکه وقتی "سودابه" وارد دربار می شود دخترکی ده ساله بوده و در واقع اصلا مادر به خودش ندیده واز روز نخست "انیس" را دیده و او حک مادر را برای او دارد و در جایی نیز می گوید که " مونس شبهای تار و اشکهای پنهانی ام" و این نشان می دهد که حتی از مادر نیز به او نزدیکتر است.  
البته ناگفته نماند که ما سعی بر این نداشتیم که این مسئله را نمایش دهیم، بلکه چیزی که در  نمایش نهفته است این مسئله را القا می کند
.
شاید هم به خاطر نوع انتخاب بازیگر باشد و اگر بجای فریده دریامج بازیگر دیگری بود این رابطه شکل نمی گرفت؛ چراکه ارتباط ما با یکدیگر بسیار خوب است
.

    اگر خودتان تماشاگر این نمایش بودید زمان نمایش برایتان طولانی نبود؟


بله، البته تعجب می کنم که چرا آنتراک درنظر گرفته نشده است. گو اینکه زمان این نمایش در ابتدا بیشتر بود و حدود دو ساعت و نیم بود ولی واقعا کوتاه تر از این امکانپذیر نبود
.

•    استقبال مخاطبان از این نمایش از دیدگاه شما چگونه بوده؟


فکر می کنم تماشاخانه سنگلج مخاطبان خود را دارد و فکر می کنم تماشاگران از نمایش "روز سیاوش" استقبال کرده اند
.
فکر می کنم اگر تماشاگری با نگاه منفی به تماشای این نمایش ننشیند از این نمایش خوشش می آید؛ چراکه سعی شده نمایشی بی نقص ارائه شود و زحمات زیادی برای آن کشیده شده است

 

تگ ها:
مطالب مرتبط
7 فروردین روز جهانی تئاتر
7 فروردین روز جهانی تئاتر
اجرای  نمایش ليرشاه با استقبال بی سابقه نوجوان
اجرای نمایش ليرشاه با استقبال بی سابقه نوجوان
تمدید شدن اجرای نمایش نسبیت خاص
تمدید شدن اجرای نمایش نسبیت خاص
نظرات