«پایتخت» ایده‌آلِ سریال تلویزیونی بود


نت شهر:خبرگزاری تسنیم: برومند می‌گوید: می‌دانستم که کار سختی پیشِ‌رو دارم و می‌دانستم که با یک معما روبه‌رو هستم که همه منتظر حل شدن آن هستند، یکی از دلایلی که من نمی‌خواستم «شهر موش‌ها» را بسازم نیز همین بود چون پیش‌داوری‌ها و توقع‌ها درمورد فیلم زیاد بود.
خبرگزاری تسنیم: همه آنچه مرضیه برومند را تبدیل به عنصر مهمی در تاریخ مجموعه‌های نمایشی در تلویزیون ایران می‌کند، دقیقاً همان چیزهایی است که انتظار می‌رود اهمیت او را کم کند و برومند نشان می‌دهد که به‌خلاف تصور عمومی همه ما، تأثیر گذاشتن در دوران جدید رسانه‌ای مستلزم شلوغ‌بازی، رادیکال بودن و پیچیده‌ نمایش دادن نیست.

مرضیه برومند، کارگردان باسابقه سینما و تلویزیون در تمام سالهای فعالیت هنری‌اش مسیر آرامی را انتخاب می‌کند، ماجراهای دنیای بیرون را سریال به سریال و فیلم به فیلم برایمان ساده‌تر و بی‌آلایش‌تر و کوچک‌تر و آرام‌تر می‌کند.

جایی در اواسط مصاحبه برومند می‌گوید درد شخصی ندارد، برایش مهم نیست که قصه قتل یا خیانت یک نفر را برایمان تعریف کند و این حرف بدون اینکه خودش بگوید فقط با دیدن یک «آرایش زیبا» یک «خونه مادربزرگه»، یک «تهران ــ 11» یک «زی‌زی‌گولو» و... مشخص است. شاید مهمترین دلیل برای اینکه کسی، هرچقدر هم انتقاد کند و حتی نیش بزند از مادر مهربان سینما و تلویزیون ایران دلگیر نمی‌شود.

این روزها «شهر موش‌های2» روی پرده سینماهاست. چند روز پیش خبری آمد که فروش فیلم از مرز 9 میلیارد تومان گذاشته است. این یعنی اینکه ما در آن ساختمان سنتی خیابان فلسطین روبه‌روی سازنده پرفروش‌ترین فیلم سینمایی در ایران نشسته بودیم و نمی‌دانستیم، هرچند که حدس می‌زدیم، حدسی قریب به یقین.

تسنیم: یکی از ویژگی‌های مهم آثار شما این است که مخاطب اصلاً نمی‌تواند تفکیک شده به آثار شما نگاه کند، یعنی ما نمی‌توانیم بگوییم که این یک فیلم کودک است یا برای بزرگسال است. دوست دارم کمی هم در مورد این سوءتفاهم فیلم برای کودکان یا بزرگسالان صحبت کنیم.

من فکر می‌کنم در کشور ما، ایده‌آل رسانه‌ خانوادگی شدن است و برای سینما هم اگر این اتفاق بیفتد مطلوب است. خوب، یک فیلم‌هایی است که دختر و پسری است، سربازها می‌روند به دیدنش، مجردها می‌روند، اما یک فیلم‌هایی خانوادگی است و خیلی زیبا است که اعضای یک خانواده با یکدیگر می‌روند سینما و این هم به نزدیک شدن خانواده‌ها به هم کمک می‌کند و هم با یک تیر دو نشان است. اما این که فیلم خانوادگی بشود شرط دارد، مثلاً شما یک فیلم برای کودکان می‌سازید؛ وقتی فیلم با مفاهیم پیش پاافتاده ساخته شود، ساده‌سازی بیهوده شود، سطحی‌نگری داشته باشد، اول از همه خود کودک خوشش نمی‌آید چون می‌فهمد که دست کم می‌گیرندش و به همین ترتیب خانواده‌ای هم پای فیلم نمی‌نشیند. معمولا از فیلم خوب کودک، بزرگترها هم لذت می‌برند.

تسنیم:  این مشخص نبودن مرز کودک و بزرگسال ممکن است منجر به تبعات نامناسبی هم شود. مثلا اینکه به تدریج و در یک فرآیند مدت‌دار؛ فاصله دنیای آنها را هم کم کند و دنیای آنها را به هم نزدیک کند. اتفاقی که موجب غیرطبیعی شدن رشد کودکان می‌شود.

الان بچه های ما متاسفانه آنقدر آثار مخصوص به خودشان کم است که دارند فیلم‌های ضعیف شبکه نمایش خانگی را نگاه می‌کنند یا فیلم‌ها و سریال‌های سطحی طنز تلویزیون را می‌بیند که اصلا برای بچه‌ها نیست، مفاهیمش برای بزرگترها هم خوب نیست، بیشتر در مورد دعواهای زن و شوهری که کجا بودی و شب کجا ماندی و این مسائل است. ولی بچه‌ها چیز دیگری ندارند و دوست دارند و نگاه می‌کنند. اگر کسی قرار است این انتقاد را مطرح کند، باید اینجا مطرح کند.اما اینجا کسی نمی‌گوید چرا این مرز مخدوش شده است و در مورد کارهای من این را می‌گویند. در حالی که واقعا آنجا این اتفاق نمی‌افتاد، چون کارهای من لایه‌های مختلف دارد و هر کس از یک لایه آن، هر چه را می‌خواهد برداشت می‌کند. مثلا سریال «همه بچه های من» خانوادگی بود اما برایم عجیب بود که به من می‌گفتند تو مخاطب کودک هم زیاد داشتی، چون بچه ها وجه خوبی از خودشان را در آنجا می‌دیدند. من همیشه فکر می‌کنم ممکن است بچه‌ای پای تلویزیون باشد و چیزی از من از تلویزیون پخش شود. سریال «پایتخت» هم به نظرم همین‌طور بود، یعنی همه می‌توانستند آن را ببینند و سریال ایده‌آلی بود.

تسنیم: واقعا فکر می‌کنید «شهر موش‌های 2» به دام این لحاظ نکردن مرز بزرگسال و کودک و تبعات آن نیفتاده است؟

من بدون اینکه تحقیق کنم یک سری اطلاعات حسی دارم و این اطلاعات حسی به من کمک می‌کند که دنیای بچه‌ها و بزرگترها را با هم مخلوط کنم و در عین حال مرز آنها را نگه دارم. اهل تعارف نیستیم. من خیلی باهوش هستم و تیز می‌گیرم و می‌فهمم که الان بچه‌ها را کجا باید برد و کجا باید نگه داشت. در عین حال خودم را متوقف نمی‌کنم به اینکه بچه‌ها را نگه دارم در همین جایی که هستند. همیشه باید یک قدم جلوتر را نگاه کرد. من آرزوها و ایده‌آل‌هایم را به بچه‌ها منتقل می‌کنم. ایده‌آل‌هایم را به «مشکی» منتقل می کنم و می گویم «مشکی» بچه خوب و متفکری است، تصمیم می‌گیرد، عمل می‌کند، «ذره بین» دانشمند است، بلد است، می تواند در آزمایشگاه کار کند، اختراع و اکتشاف دارد، «صورتی» هنرمند است، ویولن می زند، شعر می گوید و شما بچه‌ها با وجود همه تفاوت‌ها با هم یکی هستید. فکر نمی‌کنم این طرز تفکر نتیجه‌اش این شود که من بچه‌ها را قاطی دنیای بزرگترها می‌کنم.

تسنیم: شما کار عروسکی زیاد کردید، در این چندسال خیلی ها کارهای عروسکی انجام داده‌اند، اما هیچ وقت این کارها به جز تک و توک اینجوری دیده نشده‌اند. وقتی می خواهیم کار عروسکی بکنیم، طبیعتا بزرگترین چالشمان شخصیت پردازی عروسک‌هاست. و دقیقا شخصیت‌ها عروسک‌های شما برگ برنده آثارتان هستند.  کسانی که می خواهند کار عروسکی انجام بدهند باید چه کنند که عروسک‌هایشان شخصیت پیدا کند.

توضیحش کمی سخت است. راستش اصلا توضیح دادنی نیست. ولی چند نکته می‌گویم. خدا به من کمک کرده است و همین‌جوری یک کارهایی را بلد شده‌ام اما معمولا یک کاراکتر اول در ذهن آدم ایجاد می شود. یعنی وقتی آدم شروع به کاری می‌کند یک سری کاراکتر در ذهنش می آید و بعد برای اینکه آن کاراکتر بیرون بیاید و تبدیل به شخصیت بشود عوامل زیادی دخیل است که مهمترینش دست کارگردان کار است. در یک کار عروسکی، کارگردان از یک کار رئال بیشتر موثر است و اهمیت دارد، مهمترن کار کارگردان هم این است که همکاران خوبی انتخاب کند و در عین حال همه آن‌ها را کنترل کند. وقتی شخصیتی مثل «کپلک» درست میشود، ابتدا باید یک شناسنامه برایش طراحی کنیم.

باید بدانیم که «کپلک» بچه «نارنجی» و «کپل خان» است بنابراین باید یک چیزهایی از هر دو داشته باشد مثلا قیافه اش شبیه پدر و شین زدن هایش در صحبت کردن شبیه مادرش است و بعد باید طراحی شکل عروسک متناسب با این دو باشد یعنی باید شکل پدرش باشد اما او نباشد، وقتی کاراکتر شکل گرفت باید بالای سر عروسک‌ساز بایستید که ببینید لباسش، چهره اش همانی دربیاید که می خواهید، بعد باید عروسک گردان و صداپیشه را بیاورید و ترکیب آنها را با یکدیگر کنترل کنید. شخصیت عروسک یک محصول جمعی است اما من آنها را هدایت و رهبری می کنم و به ان سمت که در ذهن خودم است می‌برم، البته اگر شکل بهتری پیشنهاد شود هم از آن استقبال می کنم.

نکته دیگری که وجود دارد این است که این شخصیت تمام جزئیاتشان مهم است. جزئیات شخصیت شیپور مهم است. این که چه طور حرف می زند، لباس می پوشد، عمل میکند، عروسک گردان و صدایش همه این‌ها مهم است.

تسنیم: «شهر موش‌ها2» تقریبا 30 سال بعد از شهر موش ها1 ساخته شده است این باعث می شود مخاطب و منتقد با پیش زمینه ذهنی به دیدن فیلم برود و قطعا مقایسه‌ای صورت دهد. شهر موش‌ها به این ترتیب به خودی خود مخاطبان بالقوه‌ای داشت که سرنوشت فیلم را می‌توانستند رقم بزنند. یکی از بزرگترین تفاوت‌های این نسخه از فیلم با قبلی پیشرفت‌های تکنیکی و فرمی کار است. فیلم به شدت به روز شده است .دوست دارم در پایان گفتگو کمی هم در باره این صحبت کنیم. توضیح دهید که خودتان چه گونه شروع کردید، چه در ذهنتان داشتید و آیا نتیجه با آنچه که می خواستید همخوانی دارد؟

می‌دانستم که کار سختی پیش رو دارم و می‌دانستم که با یک معما روبه رو هستم که همه منتظر حل شدن آن هستند. من و همکارانم تلاش زیادی در جهت احترام به گروه مخاطب‌مان که در درجه اول خود بچه ها هستند و بعد بقیه تلاش کردیم. اما جالب اینجاست که بیشترین انتظار را نسل پدر و مادری امروزی از ما داشتند و من در عین اینکه باید فیلمی برای بچه‌ها می‌ساختم باید انتظار آنها را هم برآورده می‌کردم. در عین حال نمی‌خواستم آنها برای من اولویت باشند چون اولویت من بچه های امروز بودند و دوست داشتم در این شرایط کمبود کالای فرهنگی ویژه کودکان کاری برای آنها بکنم و نمی‌خواستم به بهانه بچه‌ها برای بزرگترها فیلم بسازم، واقعا می‌خواستم برای بچه‌ها فیلم بسازم ولی مجبور بودم که بزرگترها را هم درنظر بگیرم، یکی از دلایلی که من نمی خواستم «شهرموش‌ها» را بسازم نیز همین بود چون پیش‌داوری‌ها و توقع‌ها در مورد فیلم زیاد بود. چیزی که به نظرم به ضرر کار هم تمام شد.

اما در مورد به روز بودن «شهر موش‌ها» باید بگویم که با وجودی که سن من بالا رفته است و دارم به دوران کهنسالی نزدیک می شوم اما سعی می‌کنم افکارم به روز باشد و خواست جامعه را درنظر بگیرم. من سالهای سال است که  تاکید دارم مخصوصا در تلویزیون که از تکنولوژی روز استفاده کنیم. الان بعد از گذشت 30 سال، ما هنوز زیرساخت های لازم برای بهره گرفتن از مثلا ویژوئال افکت نداریم، حالا در بخش تبلیغات و فیلم های حمایت شده به لحاظ سیاسی و دفاع مقدسی یک مقدار به این سمت رفتند و تجربه هایی کردند، اما من هم سالهاست که دلم می خواسته در تلویزیون این کار را کنم. تقریبا 20 سال پیش یک پروژه در تلویزیون به اسم «افسانه های ایرانی» داشتم که مرحله اولش تحقیق و پژوهش در مورد تکنولوژی‌های پیشرفته تصویری بود. این مرحله را گذارندم و تجربه کوچکی هم کردم اما با تغییر مدیریت و بی‌پولی تلویزیون این پروژه متوقف شد. من در آنجا سعی کردم تجربه کوچکی در جلوه‌های ویژه داشته باشم.

البته برای ما خیلی سخت است. مغز من و نسل من با دیجیتال برنامه ریزی نشده است و خیلی مشکل بود فهمیدن این موضوع.
در مرحله بعد در سریال «آب پریا» این کار را کردیم که معاونت سیما از ما حمایت کرد و بخش اعظمی از هزینه‌های جلوه‌های ویژه ما را تامین کرد و ما توانستیم جلوه های کامپیوتری خاصی در «آب پریا» داشته باشیم و با پروسه و امکاناتش آشنا بشویم، در آنجا بود که من فهمیدم واقعا امکانات زیادی در ایران وجود ندارد مثلا رندر کردن کارهای کامپیوتری خودش پروسه ای است که ما واقعا امکانات حرفه‌ای اش را نداریم. رندر کردن زمان زیادی می برد، یا هرکپی که می خواستیم بکشیم هم فوق‌العاده زمان می برد چون ما تجهیزات حرفه ای نداریم و دفاتر ما هم مجهز نیستند. مثلا رندر یک پروژه 2 دقیقه ای، دو روز طول می کشد، همچنین استودیوهای مناسب هم وجود ندارد مثلا ما استودیو کروماکی بزرگ نداریم، استودیوهایی کوچک کروماکی هست که خود آن‌ها ماجراهایی دارد مثلا نور کروماکی مهم است، و در دکورهایی که زده می شود باید جای نصب پرده کروماکی وجود داشته باشد که معمولا ندارد.

سوله ای که ما در آن شهرموش ها را ساختیم آشیانه هواپیماهای قدیمی در قلعه مرغی بود. ما بزرگترین آشیانه را که تعمیرگاه هواپیما بود  با امکانات حداقل پیدا کردیم و پول زیادی صرف تجهیز آن شد.  برای چنین حجم بزرگی باید جایی برای نورپردازی تعبیه بشود و این خیلی سخت بود. تازه آن تجهیزات نور و فیلمبرداری که ما استفاده کردیم اصلا برای کار عروسکی نیست چون اشل ما کوچکتر بود و عروسک‌هایی که یک سوم آدم معمولی هستند باید لنز و لامپ مخصوص به خودشان را داشته باشندد و همه چیز باید در اشل های کوچکتر باشد یا اینکه فوکوسینگ عروسک هم خیلی کار سختی است، تجهیزات ما کافی نیست. اینها چیزهای فنی است که وجود دارد وخیلی هایش را من اصلا نمی فهمم چون می دانم مشکلات بچه ها و کسانی که کارکردند بود و من همینقدر هم به سختی می فهمم که وقتی یک کار خاص دارد انجام می شود چقدر مشکلات است.

به هرحال فیلم شهرموش ها و فیلم هایی از این دست فیلم های تجربه نشده‌ای است و من سعی کردم اینها را تجربه کنم. بعد از سریال «آب پریا» فهمیده بودم که چه عنصری را می توان به تصویر اضافه یا پاک کرد و اگر می خواهیم چیزی را پاک کنیم باید بک گراندش چگونه باشد،  اینها چیزهایی بود که یاد گرفتم و در فیلم رعایت کردم. شهر موش ها با وجود اینکه عروسکی است بیشترین حجم جلوه‌های ویژه را دارد؛ اما این‌قدر کار طبیعی شده است که کسی متوجه کامپیوتری بودن آن‌ها نمی‌شود. علاوه بر اینکه ما از ابتدای تصویبرداری، لوکیشن صحنه‌های آخر را نداشتیم و این نقص بزرگی برای گروه صحنه و تولید بود. ما از روز اول باید می دانستیم فضای اطراف شهر ما چیست تا بهتر داخل را فضاسازی کنیم. اما  بعد به دزفول رفتیم و نماهای آنجا را کار کردیم. من مطمئن هستم که اگر از ابتدا برنامه ریزی ما درست بود و لوکیشن های خارجی ما انتخاب شده بود، تیم جلوه‌های ویژه ما وقت بیشتری داشتند و کار دقیق تر انجام می شد، اما همین که هست هم حیرت انگیز است. تمام پلان های داخلی مثل خانه، آزمایشگاه و یا مدرسه پنجره های پشتش کروماکی است اما آنقدر خوب اتفاق افتاده است که کسی نمی فهمد، یکی از بچه ها می‌گفت به تیم جلوه‌های ویژه ما ما کسی جایزه نمی دهد برای اینکه اصلا معلوم نیست که کجا جلوه‌های ویژه است و کجانیست.  فقط شاید پلان آخر که آن هم  در اثر عجله و بی برنامگی ما معلوم است اما واقعا بچه ها خیلی درخشان کار کردند.

مخصوصا اینکه در فیلم کودک عنصر تخیل و فانتزی خیلی مهم است و در دنیای امروز که تکنولوژی در زندگی سهم دارد یک فیلم نمی تواند محروم از این تکنولوژی باشد اما هزینه بالا و امکانات ناکافی لطمه می زند یا کار را سخت می کند. اما من از «شهر موش‌ها» راضی‌ام.

 

تگ ها:
telegram netshahr
مطالب مرتبط
عکسهای از چهلمین سالگرد سینما رکس آبادان
عکسهای از چهلمین سالگرد سینما رکس آبادان
خلاصه داستان  فیلم شعله ور | بازیگران فیلم شعله ور | داستان فیلم شعله ور
خلاصه داستان فیلم شعله ور | بازیگران فیلم شعله ور | داستان فیلم شعله ور
واکنش ابراهیم داروغه زاده به اظهارات کیهان درباره لیلا حاتمی
واکنش ابراهیم داروغه زاده به اظهارات کیهان درباره لیلا حاتمی
تبلیغات
loading...
نظرات

برای کامنت گذاری، فرم زیر را پر کنید یا ثبت نام کنید ( جهت ورود به سیستم می توانید از استفاده کنید )