مرتضی الویری معتقد است جریان اعتدال اگرچه بدنه اجتماعی دارد اما سازمان و تشکیلات گسترده ندارد و از فقدان تشکیلات رنج می‌برد.

 

نت شهر: برخی نکات گفت‌وگوی مرتضی الویری با به شرح زیراست:

• به اعتقاد من جریان اعتدالگرایی بدنه اجتماعی دارد اما سازمان و تشکیلات گسترده یا تشکیلات مورد قبول ندارد. به عبارت دیگر شعار اعتدالگرایی از فقدان تشکیلات رنج می‌برد.

• به هر حال ضربه‌پذیری دولت در حال حاضر از نقطه‌ای است که جامعه توقعات و انتظاراتی برای بهبود وضعیت اقتصادی دارد که پاسخ به این توقعات و انتظارات در سیکل زمانی محدود امکان پذیر نیست. تلقی بسیاری از افراد که به آقای روحانی رای دادند این است که این دولت موجب ارزانی خواهد شد. این تصور غلطی از نظر اقتصادی است.

• من بدون تردید درباره تغییرات سیاسی و اجتماعی که در داخل کشور بعد از انتخابات ۹۲ اتفاق افتاده جز منتقدین و گله مندان هستم. اما در عین حال این واقعیت را باید اذعان کنم که آقای روحانی همه کاره نیست.

• دو امتیاز این روزها روحانی دارد که خاتمی نداشت. اول اینکه تجربه گرانسنگ و بعضا تلخ دوران اصلاحات پیش روی روحانی است و می‌تواند بسیار مفید باشد. دوم اینکه روحانی بر آمده از درون اصولگرایان است و ضمنا سالیان طولانی با نیروهای امنیتی و نظامی حشر ونشر داشته و راه تعامل با آنان را بهتر می‌داند. من امید دارم در سایه این دو امتیاز روحانی مشکلات را حل کند که در این صورت همه جناح‌ها سود خواهند برد.

• با توجه به تجربیاتی که از گذشته و دوره هشت ساله آقای خاتمی وجود دارد تلقی من این است که آقای روحانی خوب کار می‌کند و در عین حالی که باید کمک کنیم و تشویق کنیم که در حوزه مسائل سیاست داخلی و مسائل اجتماعی و فرهنگی هم قدم بردارد (که باور او هم در همین راستا است) در عین حال باید از مطالبات زیاد خودداری کنیم و بگذاریم کار به تدریج جلو برود.

• تلقی من این است که حتی حل مسائل بین‌المللی هم به نوعی در گرو حل مسائل داخلی کشور است.

• در دنیای واقعیت به دلیل اینکه ما در دو سر طیف زندگی نمی‌کنیم و در مجموعه‌ای قرار داریم که صفر و یک نیست تشخیص این نقطه اعتدال و علامت‌گذاری برای دیدگاه‌هایی که در مجموعه این طیف‌ها قرار می‌گیرند کار دشواری است. متاسفانه هیچ حزب و سازمانی هم وجود ندارد که با مرام نامه مشخص شاخص‌های اعتدال را علامت‌گذاری کرده باشد. جز اینکه یک شخصیت حقیقی معروف یعنی آیت ا... هاشمی در این آشفته بازار بحث اعتدال را قبل از انتخابات سال ۹۲ مطرح کرد و بعد در همان راستا آقای روحانی هم منادی همان صدا شد و مردم هم به این موضوع تمایل پیدا کردند و ندای اعتدال آنقدر برازنده و جذاب شد که توانست ایشان را در همان مرحله اول پیروز انتخابات کند.

• نسبتی که اعتدال با اصلاح‌طلبی و اصولگرایی می‌تواند داشته باشد این است که جریان اعتدالگرایی می‌تواند جریان‌های میانه در درون اصلاح‌طلبان و اصولگراها را به خود جذب کند. در این تقابلی که وجود دارد به جمعیت گسترده‌ای برمی‌خوریم. بخشی از آن در درون طیف اصولگرا معتقد هستند باید به برخی از واقعیت‌های موجود تن بدهیم و تا جایی بر آنچه که تصور می‌کنیم اصول است تکیه کنیم که تعارضی با تحولات دنیا و جامعه نداشته باشد. در این سوی طیف اصلاح‌طلب هم جمعیت زیادی وجود دارند که معتقد هستند ما نمی‌توانیم برای حصول به توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه اصول و مبانی را نادیده بگیریم و باید به چارچوبی پایبند باشیم و این پایبندی به نفع جامعه است. مجموعه‌ای که این بخش عظیم از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان را در بر می‌گیرد مخاطب اصلی صدای اعتدال طلبی امروز است.

• تفاوت اعتدالگرایی با محافظه‌کاری این است که محافظه‌کاران بر آنچه که دارند تکیه می‌کنند در حالی که صدای اعتدال صدای خروج از بن بست‌ها یا چارچوب‌های کهن و دیرین است که اجازه تحول را از جامعه گرفته یا این شهامت و شجاعت را به منادیان خود می‌بخشد که در اتفاقات گذشته بازنگری کنند و از راه و روش غلطی که ما را به اینجا رسانده است باز گردند.

• اینکه چه مقدار از بدنه اجتماعی جریان اعتدالگرایی مربوط به اصلاح‌طلبان است و نه خود این جریان، اظهارنظر دقیق درباره این موضوع نیاز به تحلیل میدانی دارد. اما آنقدر می‌توانم بگویم که علاوه بر جریان اصلاح‌طلبی جریان‌های معترض به وضع موجود بودند که به هیچ‌وجه گرایش سیاسی نداشتند نه اصلاح‌طلبانه و نه اصولگرایانه. اینها جمع وسیعی بودند که به روحانی رای دادند. مثل آرایی که در روستاها و شهرستان‌های کوچک به روحانی داده شد. شما می‌توانید رای تهران را تحلیل سیاسی کنید که اینها کسانی بودند که از نظر سیاسی اصلاح‌طلب یا معترض به وضع موجود بودند اما وقتی در روستاهای دورافتاده بالای هشتاد درصد به روحانی رای دادند اگر از آنها بپرسید که شما اصلاح‌طلبید یا اصولگرا اصلا به این حرف‌ها توجهی ندارند. در عین حال که موضع‌گیری جریان اصلاح‌طلبی و شخص آقای خاتمی به عنوان رهبر این جریان نقش مهمی داشت اما سهم‌بندی اینها در پیروزی روحانی نیاز به تحلیل میدانی دارد که بتوان فهمید نقش و وزن هرکدام از اینها چه میزان است.

• روحانی باید مراقب باشد که با نادیده گرفتن مطالبات سیاسی اجتماعی عقبه خود را از دست ندهد. در عین حال ما باید شرایط روحانی را هم درک کنیم. روحانی دریک جاده سنگلاخ و پر دست انداز و دشواری در حال حرکت است. در این شرایط است که ولو اینکه برچسب محافظه‌کاری به اصلاح‌طلبان بچسبد به اعتقاد من اصلاح‌طلبان باید روحانی را برای گذر از این مرحله کمک کنند.

• دو امتیاز این روزها روحانی دارد که خاتمی نداشت. اول اینکه تجربه گرانسنگ و بعضا تلخ دوران اصلاحات پیش روی روحانی است و می‌تواند بسیار مفید باشد. دوم اینکه روحانی بر آمده از درون اصولگرایان است و ضمنا سالیان طولانی با نیروهای امنیتی و نظامی حشر ونشر داشته و راه تعامل با آنان را بهتر می‌داند. من امید دارم در سایه این دو امتیاز روحانی مشکلات را حل کند که در این صورت همه جناح‌ها سود خواهند برد.

• هر کس که حق نفس کشیدن دارد حق حرف زدن هم دارد و ما مجاز نیستیم که اگر دیدگاه طرف مقابل را نمی‌پسندیم او را با برچسب و تهمت از میدان به در کنیم. ببنید ما باید حتی جریان‌های تندرو را متقاعد کنیم که تندروی خودشان را در چارچوب و هنجار قانونی بیان کنند. مگر در آلمان جریان سبزها وجود ندارد ؟ مگر در خیلی از کشورها جریان‌هایی وجود ندارد که مجموعه خودشان را قبول ندارند؟ باید تلاش کنیم همه باور کنند به موجب قانون اساسی حق بیان دیدگاه و نظر خودشان را دارند.

منبع: تابناک

تگ ها:
telegram netshahr
مطالب مرتبط
جزییات درگذشت بهنام صفوی | علت فوت بهنام صفوی | مرگ بهنام صفوی
جزییات درگذشت بهنام صفوی | علت فوت بهنام صفوی | مرگ بهنام صفوی
کیهان: ترامپ تا ۲۰۲۰ منتظر تلفن ما بماند
کیهان: ترامپ تا ۲۰۲۰ منتظر تلفن ما بماند
ترامپ دست به دامن رونق تولید داخلی شد
ترامپ دست به دامن رونق تولید داخلی شد
تبلیغات
loading...
نظرات

برای کامنت گذاری، فرم زیر را پر کنید یا ثبت نام کنید ( جهت ورود به سیستم می توانید از استفاده کنید )